Translation of "devote" into Persian

اختصاص دادن, (مهجور) نفرین کردن, صرف کردن are the top translations of "devote" into Persian.

devote adjective verb grammar

To give one's time, focus one's efforts, commit oneself, etc. entirely for, on, or to a certain matter. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • اختصاص دادن

    verb
  • (مهجور) نفرین کردن

  • صرف کردن

    The time that you have devoted to her makes your rose so important.

    ارزش گل تو به قدر عمريه که به پاش صرف کردي

  • Less frequent translations

    • فدا کردن
    • لعنت کردن
    • وقف (چیزی) کردن
    • ویژه کردن
    • کنار گذاشتن
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "devote" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Devote
+ Add

English-Persian dictionary

  • اختصاص دادن

Phrases similar to "devote" with translations into Persian

  • (کلیسا) مراسم مختصر · عبادتی · فداکارانه · مذهبی · نیایشی · وابسته به نماز و دعا
  • (اغلب جمع) ادعیه · احترام · اختصاص · از خود گذشتگی · انجام مراسم مذهبی · ایمان · بت پرست · جانسپاری · جانفشانی · دلبستگی · دلبستگی مذهبی · زهد · ستایش · سرسپردگی · فداکاری · محبت · مهرورزی · نماز و دعا · نیایش · نیایش ها (به ویژه در خلوت) · وفا · وفاداری · وقف سازی · پارسایی · پاکبازی · پیمانداری · کنارگذاری
  • عشق نفسگرایی صمیمیت: بهترین آهنگها
  • از خود گذشتگی · جان نثاری
  • (مهجور) نفرین شده · اختصاصی · از خود گذشته · جان فشان · جانباز · صادق · صدیق · علاقمند · فداکار · محکوم به فنا · مختص · ملعون · وفادار · وقف شده · پاکباز · کنارگذارده شده
Add

Translations of "devote" into Persian in sentences, translation memory