Translation of "diminished" into Persian

(موسیقی) کاسته (به مقدار یک نیم گام), خفیف (یا تحقیر) شده, کاسته شده are the top translations of "diminished" into Persian.

diminished adjective verb grammar

Simple past tense and past participle of diminish. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • (موسیقی) کاسته (به مقدار یک نیم گام)

  • خفیف (یا تحقیر) شده

  • کاسته شده

    But now her husband is dead, her power diminished.

    اما حالا شوهرش مرده و قدرتش کاسته شده

  • Less frequent translations

    • کاهیده
    • کوچک شده
    • کوچک نما، کوچک شده، آب رفته، نقلیل یافته
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "diminished" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "diminished" with translations into Persian

  • بازده نزولی
  • (اندازه و رتبه و اهمیت و غیره) کاستن · (معماری) کم کم باریک کردن (مانند سر مداد) · (موسیقی) یک نیم گام از صدا کاستن · باریک شدن · تحقیر نمودن · تقلیل یافتن · تقلیل یافتن، آب رفتن، کوچک شدن · خفیف شدن یا کردن · نتفاي ليلقت · کاستن · کاهیدن · کم ارزش کردن · کم شدن · کم شدن یا کردن · کم کردن · کوچک شدن یا کردن
  • استهلاک به روش مانده نزولی
  • کاهش پذیر · کم شدنی
  • (اقتصاد) بازده های کاستگرای · بازده نزولی · بازده های نزولی
  • (اندازه و رتبه و اهمیت و غیره) کاستن · (معماری) کم کم باریک کردن (مانند سر مداد) · (موسیقی) یک نیم گام از صدا کاستن · باریک شدن · تحقیر نمودن · تقلیل یافتن · تقلیل یافتن، آب رفتن، کوچک شدن · خفیف شدن یا کردن · نتفاي ليلقت · کاستن · کاهیدن · کم ارزش کردن · کم شدن · کم شدن یا کردن · کم کردن · کوچک شدن یا کردن
  • (اندازه و رتبه و اهمیت و غیره) کاستن · (معماری) کم کم باریک کردن (مانند سر مداد) · (موسیقی) یک نیم گام از صدا کاستن · باریک شدن · تحقیر نمودن · تقلیل یافتن · تقلیل یافتن، آب رفتن، کوچک شدن · خفیف شدن یا کردن · نتفاي ليلقت · کاستن · کاهیدن · کم ارزش کردن · کم شدن · کم شدن یا کردن · کم کردن · کوچک شدن یا کردن
  • (اندازه و رتبه و اهمیت و غیره) کاستن · (معماری) کم کم باریک کردن (مانند سر مداد) · (موسیقی) یک نیم گام از صدا کاستن · باریک شدن · تحقیر نمودن · تقلیل یافتن · تقلیل یافتن، آب رفتن، کوچک شدن · خفیف شدن یا کردن · نتفاي ليلقت · کاستن · کاهیدن · کم ارزش کردن · کم شدن · کم شدن یا کردن · کم کردن · کوچک شدن یا کردن
Add

Translations of "diminished" into Persian in sentences, translation memory