Translation of "dirtiness" into Persian

کثافت, چرکی are the top translations of "dirtiness" into Persian.

dirtiness noun grammar

The state or quality of being dirty. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • کثافت

    But hardly was he left alone when he was struck by the dirtiness of it all:

    اما همینکه تنها ماند، از کثافت همهچیز آنجا به حیرت افتاد؛

  • چرکی

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "dirtiness" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "dirtiness" with translations into Persian

  • گايدن
  • رازهای نهان · مسایل خصوصی
  • (امریکا - به ویژه در رقابت های سیاسی یا اداری) حیله · خلاف کاری · دوز و کلک · سوسه · نیرنگ
  • (رنگ) تیره · (شهرت و نام و اندیشه و غیره) لکه دار کردن · (صدا) گوشخراش · (هوا) بد · cherkin · بدجنسانه · بدفام · حاکی از عصبانیت 1 · خاکی کردن · خشم آلود · دنی · رذل · رکیک · زننده · سخن چین · سخن چینانه · سعایت آمیز · شهوتران · شوخگن · غضب آمیز · غیر سالم · فرومایه · فژه · فژگند · قابل تحقیر · كثيف · متقلب · ملوث · ناجوانمرد · نادرست · نادرستکار · نامساعد (ابری و بارانی و سرد) 2 · ناپاک · ناپاکدل · ناکس · نتراشیده 3 · نجس · نخراشیده · ننگین کردن · نپاک · هرزه · هرزه درای · هرزه چشم · هیز · پرتابش گر (دارای نیروی رادیواکتیو زیاد مانند برخی بمب های اتمی) 0 · پست · پلشت · پلشت شدن یا کردن 4 · پلید · پژهین · چرک کردن · چرک کننده · چرکین · چرکین کردن یا شدن · کثیف · کثیف کردن · کثیف کننده · کدر · کرفت · گرفته · گل الود کردن
  • استخر · استفاده نامشروع · انعام · تاراج · غارت · غنیمت جنگی · چپاول · کوله پشتی
  • کثیف کردن
  • (امریکا - خودمانی) تقلب · دغلی · کلک زنی
  • اصطلاح عوامانه · حرف رکیک · حرف زشت · دژ سخن · ناپسند · پلیدی
Add

Translations of "dirtiness" into Persian in sentences, translation memory