Translation of "disable" into Persian

از کار انداختن, ناتوان کردن, (حقوق) سلب صلاحیت کردن are the top translations of "disable" into Persian.

disable adjective verb grammar

to render unable; to take away the ability. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • از کار انداختن

    verb

    Yes, I mean of disabling the phantoms.

    بله منظورم اينه که براي از کار انداختن اشباح.

  • ناتوان کردن

    verb

    Because my legs haven't disabled me,

    زیرا پاهایم مرا ناتوان نکرده

  • (حقوق) سلب صلاحیت کردن

  • Less frequent translations

    • آکمند کردن
    • امتیاز دادن
    • عاجز کردن
    • معلول کردن
    • ناتوان ساختن
    • ناقص العضو کردن
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "disable" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "disable" with translations into Persian

  • (حقوق) عدم صلاحیت · آکمندی · از کار افتادگی · از کارافتادگی · حجر · دیشاب یناور ای یندب دیدش صقن کی یاراد ،یگداتفا راک زا ،دوش امش ندرک راک عنام رتشیب ای لاس کی تدمب هک هب دور راظتنا هک دیشاب یکشزپ تیعضو کی یاراد رگا ایدوش رجنم ناتگرم · زمین گیری · عجز · عدم اهلیت · عدم قابلیت · فرنودی · مانع · محدودیت · معلول · معلولیت · ناتوانی · ناسودمندی · ناشایستگی · نداشتن مزیت · نقص · نقص عضو · نقطه ی ضعف · کران بستگی · کمبود · کمداشت
  • معلولیت و کنشهای جنسی
  • دراد همادا هک یگداتفا راک زا
  • بیمه ازکارافتادگی · یگداتفا راک زا همیب
  • یگداتفا راک زا ندش فقوتم
  • از کارافتادگی · ازکارافتاده · عاجز · غیر فعال · غیرفعال · قفل شده · معلول · ناتوان
  • از کارافتادگی
  • یعامتجا یگداتفا راک زا
Add

Translations of "disable" into Persian in sentences, translation memory