Translation of "disgustful" into Persian

بیزارگر, زودآریغ, بیزار کننده are the top translations of "disgustful" into Persian.

disgustful adjective grammar

(archaic) disgusting, vile. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • بیزارگر

  • زودآریغ

  • بیزار کننده

  • Less frequent translations

    • زود بیزار
    • مشمئز کننده
    • پرتنفر (کسی که از چیزهای زیادی تنفر دارد)
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "disgustful" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "disgustful" with translations into Persian

  • (بیزاری و تنفر تهوع آور) انزجار · آریغ · آریغ کردن · آزردن · اظهار تنفر کردن · انزجار · بیزار کردن · بیزار کردن یا شدن · بیزاری · تنفر · حالت تهوع پیدا کردن · دل سیری · دچار چندش شدن · متنفر کردن · متنفر کردن یا شدن · مشمئز کردن یا شدن · نفرت · چندش
  • تنفراور · نفرت انگیز · چندش آور
  • بیزار · سیر · متنفر · ملول
  • تنفراور · نفرت انگیز · چندش آور
  • (بیزاری و تنفر تهوع آور) انزجار · آریغ · آریغ کردن · آزردن · اظهار تنفر کردن · انزجار · بیزار کردن · بیزار کردن یا شدن · بیزاری · تنفر · حالت تهوع پیدا کردن · دل سیری · دچار چندش شدن · متنفر کردن · متنفر کردن یا شدن · مشمئز کردن یا شدن · نفرت · چندش
  • تنفراور · نفرت انگیز · چندش آور
  • (بیزاری و تنفر تهوع آور) انزجار · آریغ · آریغ کردن · آزردن · اظهار تنفر کردن · انزجار · بیزار کردن · بیزار کردن یا شدن · بیزاری · تنفر · حالت تهوع پیدا کردن · دل سیری · دچار چندش شدن · متنفر کردن · متنفر کردن یا شدن · مشمئز کردن یا شدن · نفرت · چندش
  • (بیزاری و تنفر تهوع آور) انزجار · آریغ · آریغ کردن · آزردن · اظهار تنفر کردن · انزجار · بیزار کردن · بیزار کردن یا شدن · بیزاری · تنفر · حالت تهوع پیدا کردن · دل سیری · دچار چندش شدن · متنفر کردن · متنفر کردن یا شدن · مشمئز کردن یا شدن · نفرت · چندش
Add

Translations of "disgustful" into Persian in sentences, translation memory