Translation of "disjointed" into Persian
گسیخته, (سخن یا نوشته یا اندیشه و غیره) درهم و برهم, (مفصل) در رفته are the top translations of "disjointed" into Persian.
disjointed
adjective
grammar
(figuratively) Not connected, coherent, or continuous. [..]
-
گسیخته
adjective -
(سخن یا نوشته یا اندیشه و غیره) درهم و برهم
-
(مفصل) در رفته
-
Less frequent translations
- آشفته
- از هم گشوده
- اندام بری شده
- اندام بریده
- تارو مار
- تکه تکه شده
- جدا (شده)
- متفرق
- مختل شده
- منفصل
- منفک
- نامربوط
- ناهم بند
- ناپیوسته
- وابندیده
- پراکنده
- گسسته
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "disjointed" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "disjointed" with translations into Persian
-
مجموعههای مجزا
-
مجموعههای مجزا
-
حوادث نا متقاطع – نا سازگار
-
(ریاضی) جداگان · (مفصل ها را) از هم جداکردن · (مفصل یا استخوان) از جا دررفتن · (مهجور) رجوع شود به disjointed · از هم گسستن · از هم گشودن · اندام بری کردن · بند از بند گشودن · تکه تکه کردن · جابجا شدن یا کردن · جداکردن · درهم و برهم کردن · قطع عضو کردن · منفصل · منفصل شدن · منفصل کردن · منفک کردن یا شدن · نابسامان کردن · نامرتب کردن · ناهم بند کردن · نفاق انداختن · وابندیدن · واپیراستن · گسیختن
-
اجتماع مجموعههای مجزا
-
مجموعه های مجزا
Add example
Add