Translation of "dismissal" into Persian
اخراج, انفصال, خلع are the top translations of "dismissal" into Persian.
dismissal
noun
grammar
Deprivation of office; the fact or process of being fired from employment or stripped of rank. [..]
-
اخراج
nounYou can't sign the dismissal and the contract together.
تو نمي توني فُرم اخراج و قرارداد رو باهم امضا کني.
-
انفصال
-
خلع
noun
-
Less frequent translations
- عزل
- چتایی
- (از کار) برکناری
- راهی سازی
- رد سازی
- مرخص سازی
- مردود شمردن (dismission هم می گفتند)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "dismissal" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Dismissal
-
اخراج
You can't sign the dismissal and the contract together.
تو نمي توني فُرم اخراج و قرارداد رو باهم امضا کني.
Phrases similar to "dismissal" with translations into Persian
-
حقوق انفصال
-
اخراج
-
)یهاگداد هعفارم /ماهتا( ندرك فاعم
-
ندرک جارخا
-
(حقوق) مختومه اعلام کردن · (دعوی یا ادعا) مردود شمردن · آزاد کردن · اجازه ی رفتن دادن · اخراج کردن · از سر بیرون کردن · از کار انداختن · امکان داشتن · برکنار کردن · به فکر خطور ندادن · راهی کردن · رد کردن · زندان کردن · عزل کردن · غیروارد تشخیص دادن · قدرت داشتن · لهی کردن · مرخص کردن · معزول کردن · منفصل کردن · کاستن
-
اخراج اهانت امیز
-
تحقیرآمیز · وابسته به مرخص سازی · کوچک انگار · کوچک انگارانه
-
اخراج · انفصال · رخصت · مرخصی · چتایی
Add example
Add