Translation of "distance" into Persian
فاصله, مسافت, بعد are the top translations of "distance" into Persian.
distance
verb
noun
grammar
(countable) The amount of space between two points, usually geographical points, usually (but not necessarily) measured along a straight line. [..]
-
فاصله
nounamount of space between two points [..]
If you see her from a distance, she is beautiful.
اگر او را با فاصله ببینی، او زیبا است.
-
مسافت
nounYou can't tell the shape of the river, and you can't see no distance.
نه شکل رودخانه را آدم میبیند نه مسافت را میفهمد.
-
بعد
noun adverb
-
Less frequent translations
- دوری
- دوردستی
- زمان
- دوره
- دورنما
- مدت
- دیرآشنایی
- دیرند
- ناهمخوانی
- ناهمگنی
- اختلاف
- تفاوت
- (نقاشی) بعدنمایی
- (نقاشی) دوردست نما کردن
- بی مهری
- جلو زدن از
- دورنما کردن
- دوری کردن
- زمان دور
- سردی (رابطه)
- عقب گذاشتن
- فاصله دار کردن
- فاصله در گراف
- فاصله گرفتن
- فاصله ی زمانی
- نقطه یا جای دور
- پشت سر گذاشتن
- پیشی جستن از
- ژرف نمایی
- ژرف نمایی کردن 0
- گذشته ی بعید
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "distance" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Distance
-
فاصله
If you see her from a distance, she is beautiful.
اگر او را با فاصله ببینی، او زیبا است.
Phrases similar to "distance" with translations into Persian
-
تلفن راه دور
-
فاصلهگذاری
-
تراکم کاشت · سرفاصله · فاصله بذرافشاني · فاصله ردیف کاشت · فاصله کاشت · فاصلهگذاری · كاشت با تراكم بالا
-
پروتکل مسیریابی بردار فاصله
-
تراکم کاشت · سرفاصله · فاصله بذرافشاني · فاصله ردیف کاشت · فاصله کاشت · فاصلهگذاری · كاشت با تراكم بالا
-
دو نیمهاستقامت
-
فاصله کانونی
-
چراغ جلو
Add example
Add