Translation of "distempered" into Persian

اشفته, مختل, ناخوش are the top translations of "distempered" into Persian.

distempered adjective verb grammar

Simple past tense and past participle of distemper. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • اشفته

  • مختل

    adjective
  • ناخوش

  • بهم خورده

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "distempered" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "distempered" with translations into Persian

  • (با رنگ آمیخته با آب و چسب) نقاشی کردن · (دام پزشکی - انواع بیماری های عفونی حیوانات به ویژه بیماری ویروسی سگ و اسب) ناخوشی · (رنگ یا رنگدانه را با آب و چسب آمیختن) رنگ خواباندن · (مهجور) بدخلق کردن · آبرنگ · آشفتگی · اختلال · اخمو کردن · بلوا · به هم زدن · بیماری (جسمی یا روانی) · تو ذوق کسی زدن · خفقان اسبی · ديستمپر · رنگ خوابانده · رنگ پروردن · رنگ پرورده · شورش · شوریدگی · مرض · نابسامان کردن · نابسامانی · نامرتب کردن · نامنظم کردن · ناپیراسته کردن · نقاشی با رنگ پرورده (به ویژه روی گچ دیوار و طاق) · هر نوع رنگ آب کرده
  • ديستمپر سگي · هاری سگسانان
  • ويروس بيماري كارس · ویروس دیستمپر
  • پنلوکوپنی
  • خفگی
Add

Translations of "distempered" into Persian in sentences, translation memory