Translation of "do" into Persian
کردن, كردن, انجام دادن are the top translations of "do" into Persian.
(transitive) To impersonate or depict. [..]
-
کردن
verbperform, execute
All the man could do was obey them.
همه کاری که آن مرد می توانست انجام دهد، اطاعت کردن از آنها بود.
-
كردن
With a little more trial and error, there's no end to what we can do.
يكمي با روش ازمايش و اشتباه كردن, كارهايي كه ميتونيم بكنيم پاياني ندارن!
-
انجام دادن
verbFor the lack of something better to do, Tom started cleaning his room.
تام به خاطر نداشتن کاری بهتر برای انجام دادن، شروع به تمیز کردن اتاقش کرد.
-
Less frequent translations
- ایجاد کردن
- بسنده بودن
- سبب شدن
- مرتکب شدن
- کافی بودن
- گه
- گذراندن
- kardan
- kon
- انجامیدن
- محقق کردن، برآوردن،، برآورده کردن
- کَردَن
- سرگین
- کُن
- جنجال
- (انگلیس - عامیانه) مهمانی
- (انگلیس - عامیانه) گوش بری
- (به صورت ماضی نقلی) بس کردن 4
- (خودمانی) مصرف کردن 2
- (عامیانه) در زندان بودن 1
- (عامیانه) گول زدن 0
- (موسیقی) دو (اولین و هشتمین نت در هر اکتاو)
- (نمایش و فیلم و غیره) ارائه دادن
- (کاربردهای do به عنوان فعل کمکی): برای تاکید
- (کتاب و موسیقی و ترجمه) نگاشتن
- آماده کردن
- اجرا کردن
- برای جلو آوردن برخی قیدها 5
- برای منفی کردن عبارت یا جمله
- برای پرسش
- بس بودن
- به انجام رساندن
- به عنوان جانشین فعل (برای احتراز از تکرار آن)
- ترجمه (یا تصنیف و غیره) کردن
- تمام کردن
- تولید کردن
- جشن 7
- رسیدگی کردن به
- رفتار کردن 3
- طی کردن
- موجب شدن
- نقش ایفا کردن
- پایان دادن
- پختن 8
- پرداختن به (کاری)
- کس دادن
- کفایت کردن
- کلاه برداری 6
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "do" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Do (singer)
"Do" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Do in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
a direct object [..]
"DO" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for DO in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "do"
Phrases similar to "do" with translations into Persian
-
ادرار کردن
-
این کلمه را چطور تلفظ میکنید؟
-
چرا انها از گرسنگی میمیرند
-
انگلیسی بلدید؟ · شما انگلیسی بلدید؟ · شما انگلیسی حرف میزنید؟ · شما فارسی بلدید؟ · شما فارسی حرف میزنید؟ · فارسی بلدید؟
-
با كسي خوابيدن
-
حالت بهتر شده؟