Translation of "doddering" into Persian

عجوز (عجوزه), لرزان و لنگان, پیر و پاتال are the top translations of "doddering" into Persian.

doddering adjective noun verb grammar

mentally or physically infirm due to old age; senile [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • عجوز (عجوزه)

  • لرزان و لنگان

  • پیر و پاتال

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "doddering" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "doddering" with translations into Persian

  • سس شبدری · گیاه سس
  • (به ویژه در اثر پیری) لرزیدن · (گیاه شناسی) سس · بلخشیدن (totter هم می گویند) · تلو تلو خوردن · تلوتلو خوردن · جنس سس · رعشه داشتن · سس · سس (گياه) · شل و ول بودن · کتان دریایی (Cuscuta از خانواده ی نیلوفر که گیاهان انگلی هستند) · کوسکوتا
  • (درختی که به خاطر کهنسالی برخی شاخه ها و تاج خود را از دست داده است) درخت کهن
  • (به ویژه در اثر پیری) لرزیدن · (گیاه شناسی) سس · بلخشیدن (totter هم می گویند) · تلو تلو خوردن · تلوتلو خوردن · جنس سس · رعشه داشتن · سس · سس (گياه) · شل و ول بودن · کتان دریایی (Cuscuta از خانواده ی نیلوفر که گیاهان انگلی هستند) · کوسکوتا
Add

Translations of "doddering" into Persian in sentences, translation memory