Translation of "donative" into Persian
ارمغان, اهدایی, پیشکش are the top translations of "donative" into Persian.
donative
adjective
noun
grammar
Of, pertaining to, or being a donation [..]
-
ارمغان
-
اهدایی
-
پیشکش
noun
-
Less frequent translations
- پیشکشی
- هدیه
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "donative" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "donative" with translations into Persian
-
قزاق دون (عضو تیره ای از قزاق های خاوری که در راستای رودخانه ی دون زندگی می کنند)
-
دان کیوپت
-
(افسانه ی اسپانیایی) دان وان (اعیان زاده ی عیاش و خوش قیافه ای که زن های بسیاری را از راه به در کرد) · دخترباز · دون ژوان · زن باز
-
دن آرام
-
دان کیشوت (اسپانیایی : دان کیهوته) قهرمان رمانی به همین نام (اثر سروانتز) · دن کیشوت
-
رجوع شود به Don Quixote
-
(جامه) پوشیدن · (عامیانه - در دانشگاه های آکسفورد و کمبریج انگلستان) استاد · (پارچه ی به خصوصی را) به تن کردن · آدم برجسته · استاد راهنما · اقا · برتن کردن · عنوان احترام آمیز اسپانیایی (معادل : Sir انگلیسی) که پیش از نام می آید · عنوان برخی از سران مافیا (گروه تبهکاران ایتالیایی) · نجیب زاده ی اسپانیایی · پوشیدن
-
(شیمی آلی) کودان (دسته ی کوچکی از نوکلئوتیدها که در DNA و RNA موجوداند)
Add example
Add