Translation of "dose" into Persian
مقدار, دوز, میزان are the top translations of "dose" into Persian.
A measured portion of medicine taken at any one time. [..]
-
مقدار
nounWe're giving you a very low dose only.
ما به تو مقدار كمي از محلول رو ميديم.
-
دوز
quantity of something (chemical, physical, or biological) that may impact an organism biologically
Call me in the morning after a dose of these steel guitar blues.
صبح، بعد از اینکه به اندازه یک دوز از این قطعه موسیقی گیتار فولادی گرفتی، بهم زنگ بزن.
-
میزان
noun properMarcos was obviously a little too conservative with the dose.
کاملاً معلومه که مارکو بخاطر میزان تزریقی دارو نگران بوده
-
Less frequent translations
- پستا
- جوهر
- نقطه
- (تنبیه و چیزهای ناخوشایند) حصه ی روز
- (خودمانی) بیماری مقاربتی (به ویژه سوزاک)
- ابر مرد
- بیماری مقاربتی
- خوراک دارو
- دارو (به میزان خاص) خوراندن یا خوردن
- دارو خوراندن
- دارو دادن (به میزان خاص)
- دوا زدن
- مقدار دقیق دارو (یا درمان تجویز شده)
- مقداراستعمال دارو
- میزان اشعه ی ایکس (و غیره) که به بیمار یا بخش به خصوصی از بدن داده می شود
- میزان دارو
- پیمانه بندی کردن (دارو و غیره)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "dose" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
"Dose" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Dose in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Phrases similar to "dose" with translations into Persian
-
دوز کشنده میانه (آی.دی 50)
-
متوسط دوز کشنده
-
دوز موثر میانه (ای.دی 50)
-
بيشدوز · تعیین مقدار مصرف · دوز كشنده · دوز موثر میانه · دوز کشنده · دوزاژ · چندهگذاری
-
دوز دارو
-
دز جذبی
-
ابرژنها · دوز ژن · دوزاژ ژن · عناصر ترانهادني · پليژنها · ژنها
-
دز معادل