Translation of "dovetailed" into Persian
دم فاخته ای, دم کبوتری are the top translations of "dovetailed" into Persian.
dovetailed
adjective
verb
Simple past tense and past participle of dovetail. [..]
-
دم فاخته ای
-
دم کبوتری
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "dovetailed" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "dovetailed" with translations into Persian
-
اتصال دمچلچلهای
-
(از نظر منطقی و غیره) هماهنگ کردن · (نجاری) کام و زبانه · (نجاری) کام و زبانه کردن · (هرچیز به شکل دم کبوتر) دم کبوتری · (واقعیت یا اطلاعات یا آمار و غیره) جفت و جور کردن یا شدن · هم بست (یا اتصال) کام و زبانه ای (dovetail joint هم می گویند) · کام و زبانه ی دم چلچله ای (بخش برجسته یا زبانه را tenon و بخش فرو رفته یا کام را mortise می گویند) · کلاف · کلاف کردن
-
(از نظر منطقی و غیره) هماهنگ کردن · (نجاری) کام و زبانه · (نجاری) کام و زبانه کردن · (هرچیز به شکل دم کبوتر) دم کبوتری · (واقعیت یا اطلاعات یا آمار و غیره) جفت و جور کردن یا شدن · هم بست (یا اتصال) کام و زبانه ای (dovetail joint هم می گویند) · کام و زبانه ی دم چلچله ای (بخش برجسته یا زبانه را tenon و بخش فرو رفته یا کام را mortise می گویند) · کلاف · کلاف کردن
Add example
Add