Translation of "dreg" into Persian
رسوب, درده, مدفوع are the top translations of "dreg" into Persian.
dreg
noun
grammar
Sediment in a liquid. [..]
-
رسوب
Here is that mob, the dregs of the people,
این توده عوام، رسوب اجتماع...
-
درده
-
مدفوع
-
Less frequent translations
- اشغال
- ته نشین
- پس مانده
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "dreg" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "dreg" with translations into Persian
-
(مقدار کم باقی مانده از هرچیز) بقایا · باقی مانده · بخش بی ارزش (از هرچیز) تفاله · ته نشست · درد · درده · لای · لرد · لوش · نخاله · پس مانده · کنجار
-
(مقدار کم باقی مانده از هرچیز) بقایا · باقی مانده · بخش بی ارزش (از هرچیز) تفاله · ته نشست · درد · درده · لای · لرد · لوش · نخاله · پس مانده · کنجار
-
(مقدار کم باقی مانده از هرچیز) بقایا · باقی مانده · بخش بی ارزش (از هرچیز) تفاله · ته نشست · درد · درده · لای · لرد · لوش · نخاله · پس مانده · کنجار
-
(مقدار کم باقی مانده از هرچیز) بقایا · باقی مانده · بخش بی ارزش (از هرچیز) تفاله · ته نشست · درد · درده · لای · لرد · لوش · نخاله · پس مانده · کنجار
-
(مقدار کم باقی مانده از هرچیز) بقایا · باقی مانده · بخش بی ارزش (از هرچیز) تفاله · ته نشست · درد · درده · لای · لرد · لوش · نخاله · پس مانده · کنجار
-
(مقدار کم باقی مانده از هرچیز) بقایا · باقی مانده · بخش بی ارزش (از هرچیز) تفاله · ته نشست · درد · درده · لای · لرد · لوش · نخاله · پس مانده · کنجار
Add example
Add