Translation of "drill" into Persian
مشق, درل, مته are the top translations of "drill" into Persian.
drill
verb
noun
grammar
(transitive) To create (a hole) by removing material with a drill [ tool ]. [..]
-
مشق
nounThe Troop met twice a week in Jonesboro to drill and to pray for the war to begin.
افراد هنگ هفتهای دو روز برای مشق نظام و دعا برای شروع جنگ، در جونز بوروگرد میآمدند.
-
درل
tool
-
مته
So you're applying a force on a drill towards the wall.
فرض کنیند دارین مته رو به سمت دیوار فشار میدید.
-
Less frequent translations
- تمرین
- تمرين
- حفر چاه آب
- دریل
- انجیردن
- بهرمه
- سنبیدن
- پرماه
- پرهیختن
- گردکاو
- سنبه
- عرف
- (آموزش از راه مشق و تکرار) تمرین
- (از راه تمرین و تکرار) آموزاندن
- (امریکا - خودمانی) با گلوله سوراخ کردن (یا سوراخ سوراخ کردن)
- (انگلیس - عامیانه) روش انجام کار
- (با مته) سوراخ کردن
- (با: into) در مغز کسی جایگزین کردن (با تمرین و تکرار)
- (جانورشناسی) حلزون پرما (Urosalpinx cinerea که آفت صدف های خوراکی است)
- (جانورشناسی) دریل (میمون دم کوتاه و سرخ گونه به نام لاتین Mandrillus leucophaeus - بومی افریقای غربی)
- (ردیف تخم های کاشته شده) ردیف بذر
- (عامیانه) محکم پراندن
- (نظام) مشق
- (کشاورزی)
- اسلوب عملکرد
- تعلیم دادن
- تمرین دادن
- توی سر کسی فرو کردن
- راه و رسم
- سوراخ کردن
- شیار بذر
- شیرفهم کردن
- صدای سوراخ کردن
- صدای مته
- ماشین بذرکار (که زمین را شیار می کند و تخم را در آن می پاشد و سپس آن را صاف می کند)
- محکم زدن 0
- مزرعه ی شیار شده
- مشق دادن
- ملکه کردن یا شدن
- پارچه ی کتانی (با بافت اریب)
- کشت شیاری
- گیاه شیاری (که به صورت چندین ردیف شیار شده سبزشده است)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "drill" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "drill"
Phrases similar to "drill" with translations into Persian
-
مته ی آهن کاو · مته ی ژرف شیار
-
مته
-
ردیفکاری بذر
-
متهها (براي چوب يا فلزكاري)
-
مته کمانی
-
حفاری چاه
-
حفاری برای آب
-
رديفكاري كود شيميايي · رويهپاشي كود شيميايي · کاربرد کود شیمیایی
Add example
Add