Translation of "drop" into Persian
قطره, افتادن, سقوط are the top translations of "drop" into Persian.
drop
Verb
verb
noun
grammar
(transitive, slang) To part with or spend (money). [from 17th c.] [..]
-
قطره
nounsmall mass of liquid [..]
He wanted to drain every single drop of blood from my body.
ميخواست خون بدن منو تا آخرين قطره خالي کنه.
-
افتادن
verbSuddenly she was back in Sarajevo, and she could hear the shrill whistle of the bombs dropping.
ناگهان به سارایوو بازگشته بود، و میتوانست زوزهی تیز و گوش خراش فرو افتادن بمبها را بشنود.
-
سقوط
nounI'm the closest radio operator to the drop site.
من نزدیکترین اپراتور به محل سقوط هستم !
-
Less frequent translations
- چکیدن
- افت
- کاهش
- انداختن
- چکه
- ذره
- کمی
- آویز،
- دانه
- ریزش
- نزول
- صخره
- خرد
- رشحه
- فتادن
- فروآمدن
- واگذاردن
- چکاندن
- چکره
- قطر
- کاستن
- (آبگونه) مقدار کم
- (اختلاف ارتفاع دو سطح) فرو افت 1
- (ارتش) انداختن نفرات و تجهیزات (از هواپیما و با چتر نجات) (airdrop هم می گویند)
- (از صدا) کاستن یا کاسته شدن 0
- (امریکا - خودمانی) نهفتگاه (محلی که پیام ها یا اشیای ممنوعه را در آنجا نگه می دارند یا پخش می کنند)
- (با: line یا letter و غیره) نوشتن (نامه) 9
- (به جایی) بردن 2
- (جانوران) زاییدن 7
- (جمع - داروی آبگونه که به صورت قطره یا مقدار کم مصرف شود) قطره
- (شخص یا چیزی را) تحویل دادن
- (ضمن صحبت) گفتن
- (مسابقه یا پول) باختن
- (هرچیزی که می افتد یا پایین می آید) افتان
- افت کردن
- انداختن (آوا یا حرف الفبا) 1
- انداختن 3
- بار ریزی هوایی
- بار ریزی هوایی کردن
- بدتر کردن
- بر زمین افتادن (از خستگی یا زخم و غیره)
- بر زمین انداختن 4
- به جایی نرسیدن 6
- تخته سنگ
- جنس قاچاق 2
- حذف کردن
- حذف کردن (از متن)
- حرف پراندن
- خراب کردن
- درز یا سوراخی که در آن چیزی می اندازند 0
- دور انداختن
- رابط قاچاقچی ها
- سقوط کردن
- فرو رفتن (به خواب یا بیهوشی و غیره) 5
- قطره قطره افتادن (یا ریختن)
- مقدار کمی
- نزول کردن
- هر چیزی به شکل قطره (یا گلابی)
- ول کردن
- پایان دادن
- چکه مانند (به ویژه سنگ گوشواره یا تکه ی شکلات و غیره)
- چکه کردن
- کاهش یافتن
- کم شدن
- کنایه زدن 8
- یک قطره
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "drop" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Drop
-
فرو بردن، فرو کردن، به فشار داخل کردن
Images with "drop"
Phrases similar to "drop" with translations into Persian
-
(پرده ای که به جای کنار رفتن بالا و پایین می رود - به ویژه در تئاتر) پرده ی افتان
-
حمل مستقیم از تولید کننده به مصرف کننده
-
فروش مستقیم
-
(تنیس) ضربه ی آهسته (که موجب فرودآمدن توپ درنزدیکی تور می شود) · ساچمه ی افکنده (که از راه چکاندن فلز مذاب در آب ساخته می شود)
-
(گرفتن پول آدم هالو که به او امید سود فراوان داده اند) گوش بری
-
(بخشی از میز که به لولا وصل است و آویخته است ولی هنگام نیاز به بزرگ کردن میز آن را بالا می آورند و در امتداد سطح میز ثابت می کنند) سر میز افتان · پهنه ی افتان
-
(فوتبال و راگبی) دراپ کیک (زدن توپ درست هنگام تماس آن با زمین)
-
تلف شدن · مردن · ناگهان ناپدیدشدن · هلاک شدن
Add example
Add