Translation of "drowning" into Persian

خفگی, غرقشدگی are the top translations of "drowning" into Persian.

drowning verb noun grammar

Present participle of drown. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • خفگی

    noun

    Death as caused by suffocation when a liquid causes interruption of the body's absorption of oxygen from the air leading to asphyxia.

    He declared atthe time that the girl had been drowned.

    اعلام داشت که آن دختر بر اثر خفگی در آب جان سپرده است.

  • غرقشدگی

    respiratory impairment caused by submersion in liquid

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "drowning" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "drowning" with translations into Persian

  • (از آب) پوشاندن · (در آبگونه) خفه شدن یا کردن · (در چیزی) غرق شدن · (معمولا با: in) تحت تاثیر چیزی قرار گرفتن · (معمولا با: out - صدایی را با صدای دیگر) خفه کردن · از بین بردن (معمولا از بین بردن اثر چیزی با خوردن مشروب) · خیساندن · سیل زده کردن · غرق شدن · غرق شدن یا غرق کردن · غرق کردن · ندش قرغ · گرفتار بودن
  • (از آب) پوشاندن · (در آبگونه) خفه شدن یا کردن · (در چیزی) غرق شدن · (معمولا با: in) تحت تاثیر چیزی قرار گرفتن · (معمولا با: out - صدایی را با صدای دیگر) خفه کردن · از بین بردن (معمولا از بین بردن اثر چیزی با خوردن مشروب) · خیساندن · سیل زده کردن · غرق شدن · غرق شدن یا غرق کردن · غرق کردن · ندش قرغ · گرفتار بودن
  • (از آب) پوشاندن · (در آبگونه) خفه شدن یا کردن · (در چیزی) غرق شدن · (معمولا با: in) تحت تاثیر چیزی قرار گرفتن · (معمولا با: out - صدایی را با صدای دیگر) خفه کردن · از بین بردن (معمولا از بین بردن اثر چیزی با خوردن مشروب) · خیساندن · سیل زده کردن · غرق شدن · غرق شدن یا غرق کردن · غرق کردن · ندش قرغ · گرفتار بودن
Add

Translations of "drowning" into Persian in sentences, translation memory