Translation of "drum" into Persian
طبل, تمبک, دهل are the top translations of "drum" into Persian.
drum
verb
noun
grammar
A percussive musical instrument spanned with a thin covering on at least one end for striking, forming an acoustic chamber, affecting what materials are used to make it. [..]
-
طبل
nounmusical instrument [..]
I hear the drum.
صدای طبل را می شنوم.
-
تمبک
nounmusical instrument
-
دهل
nounare more frightening to the enemy than the deepest battle drums
براي دشمنان ترسناک تر از صداي هزاران طبل و دهل است
-
Less frequent translations
- بشکه
- کوس
- استوانه
- غلتک
- گردونه
- تبیر
- تبیره
- طبلک
- گورگا
- چلیک
- قرقره
- نورد
- خواستن
- (انواع ابزار استوانه ای شکل یا طبل مانند) طبله
- (ایرلند و اسکاتلند)
- (با انگشت روی میز و غیره) ضرب گرفتن
- (با نواختن کوس) فراخواندن
- (با: into) تلقین کردن
- (به ویژه در مورد سیاه خروس) بال بر هم کوفتن
- (جانور شناسی) ماهی کول (انواع ماهیان که تیره ی Sciaenidae - ماهیان استخوانی آب های شور و یا شیرین که صدای طبل از خوددرمی آورند) (drumfish هم می گویند)
- (در مغز کسی) فرو کردن (عقاید یا اطلاعات و غیره)
- (کالبدشناسی) گوش میانی (رجوع شود به middle ear)
- آواز دهل
- آوای کوس
- احضار کردن (به ویژه در ارتش)0
- بال بال زدن
- تپه ی باریک
- رجوع شود به drumlin
- صدای طبل
- طبل زدن
- پرده ی گوش (رجوع شود به tympanic membrane)
- پشته ی دراز
- کوس زدن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "drum" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Drum
+
Add translation
Add
"Drum" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Drum in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "drum"
Phrases similar to "drum" with translations into Persian
-
فیلتر خلا با استوانه دوار
-
طبل حلبی
-
ماشین درام
-
درام الکترونیکی
-
(موسیقی مارش - دسته ی نوازندگان در حال رژه یا گام برداری) پیشگام نوازندگان · رهبر مارش
-
طبل بانگو
-
کاسه ترمز · کاسه ی ترمز
-
طبله (رایانه)
Add example
Add