Translation of "dumping" into Persian

بازارشکنی, ارزانفروشی, دامپينگ are the top translations of "dumping" into Persian.

dumping noun verb grammar

Present participle of dump. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • بازارشکنی

  • ارزانفروشی

  • دامپينگ

  • Less frequent translations

    • دامپینگ
    • روبرداری
    • قیمت شکنی
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "dumping" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Dumping
+ Add

English-Persian dictionary

  • فروش زیر قیمت داخلی

  • قیمت شکنی

Phrases similar to "dumping" with translations into Persian

  • (آشغال یا هر چیز ناخواسته را) در آشغال دانی شهر ریختن یا خالی کردن · (ارتش) انبار موقت · (با کامیون کمپرسی و یا به طور مشابه) ریختن · (بازرگانی - برای از میدان در کردن رقیبان کالای خود را به مقدار زیاد و به بهای کمتر از قیمت تمام شده در یک بازار خارجی عرضه کردن) بازار شکنی کردن · (بدون مقدمه یا با خشونت یا با لاقیدی) ترک کردن · (توده وار) خالی کردن · (عامیانه) جای بد و ناخوشایند · (فوتبال امریکایی) پاس کوتاه دادن · (مهجور) آواز یا آهنگ غم انگیز · (کامپیوتر) روبرداری · (کسی را) ول کردن · (یکباره و با شدت) بیرون ریختن (یا انداختن) · آشغال دونی · بارافکنی کردن · بیغوله · تخلیه کردن (حافظه) · توده شدن · توده ی آشغال یا خاکروبه · جنس را برای رقابت با دیگرات ارزات فروختن · خاکچال · دامپ (برنامه) · دفنگاه زباله · روبرداری کردن (از حافظه) · روگرفت · زاغه · زباله · زباله خالی کردن · زباله دانی · قیمت شکنی کردن · مخزن صحرایی
  • (اقتصاد) ضد بازار شکنی · ضد دامپینگ · ضد رقابت ناروا · ضد قیمت شکنی
  • خاکچال · دفنگاه زباله
  • افسردگی · پکری
  • بازار کمی نزولی است
  • سندرم دامپینگ
  • خاکچال · دفنگاه زباله
  • ریدن
Add

Translations of "dumping" into Persian in sentences, translation memory