Translation of "dwellings" into Persian
اقامتگاهها, خانهسازی, خانهها are the top translations of "dwellings" into Persian.
dwellings
noun
Plural of dwelling. [..]
-
اقامتگاهها
-
خانهسازی
-
خانهها
nounOrophin has now gone in haste back to our dwellings to warn our people.
اوروقین الان با عجله به خانه برگشت تا به مردم ما هشدار بدهد.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "dwellings" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "dwellings" with translations into Persian
-
خانه
-
مقر
-
اقامت · اقامتگاه · خانه · خانِه · محل اقامت · مسکن · مقر · منزل · منزل (dwelling place و dwelling house هم می گویند) · نشیمن
-
(با: on یا upon) شرح و بسط دادن · (در سخن یا اندیشه) مطلبی را رها نکردن · (قدیمی - معمولا با: at یا in) زیستن در · (مجازی) یافت شدن · افسوس خوردن · اقامت کردن · انگشت گذاشتن (روی مطلبی) · به تفصیل نوشتن، قلمفرسایی کردن، شرح و بسط دادن (اعم از نوشتاری یا گفتاری) · بودن · ترغیب کردن · تمركز كردن · توقف کردن · درنگ · زندگی کردن در · ساکن شدن · سکنی گزیدن · سکون · سکونت کردن · ماندن · مسکون کردن · مکث · وقفه
-
(به ویژه دوران ماقبل تاریخ) خانه ی روی دریاچه یا مرداب · خانه ی روی آب
-
خانهسازی روستایی
-
(با: on یا upon) شرح و بسط دادن · (در سخن یا اندیشه) مطلبی را رها نکردن · (قدیمی - معمولا با: at یا in) زیستن در · (مجازی) یافت شدن · افسوس خوردن · اقامت کردن · انگشت گذاشتن (روی مطلبی) · به تفصیل نوشتن، قلمفرسایی کردن، شرح و بسط دادن (اعم از نوشتاری یا گفتاری) · بودن · ترغیب کردن · تمركز كردن · توقف کردن · درنگ · زندگی کردن در · ساکن شدن · سکنی گزیدن · سکون · سکونت کردن · ماندن · مسکون کردن · مکث · وقفه
-
(با: on یا upon) شرح و بسط دادن · (در سخن یا اندیشه) مطلبی را رها نکردن · (قدیمی - معمولا با: at یا in) زیستن در · (مجازی) یافت شدن · افسوس خوردن · اقامت کردن · انگشت گذاشتن (روی مطلبی) · به تفصیل نوشتن، قلمفرسایی کردن، شرح و بسط دادن (اعم از نوشتاری یا گفتاری) · بودن · ترغیب کردن · تمركز كردن · توقف کردن · درنگ · زندگی کردن در · ساکن شدن · سکنی گزیدن · سکون · سکونت کردن · ماندن · مسکون کردن · مکث · وقفه
Add example
Add