Translation of "eccentricity" into Persian

برونمرکزی, غرابت, ناپرهونی are the top translations of "eccentricity" into Persian.

eccentricity noun grammar

The quality of being eccentric; any eccentric behaviour. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • برونمرکزی

    eccentricity of a conic section

  • غرابت

  • ناپرهونی

  • Less frequent translations

    • افراط
    • (روان شناسی) ناروالی
    • (ریاضی) خروج از مرکز
    • (مکانیک) لنگی
    • برون مرکزی
    • خارج از مرکز بودن
    • خیره رفتاری
    • خیره سری
    • غیر مدوری
    • غیرعادی بودن
    • لنگ چرخی
    • مختلف المرکزی
    • نا هم مرکزی
    • پرهون برونی
    • گریز از مرکز
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "eccentricity" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "eccentricity" with translations into Persian

  • (آنچه که کاملا مدور نباشد) ناپرهون · (روان شناسی) ناروال · (مکانیک) لنگ چرخ · برفکی · برون مرکز (در برابر هم مرکز:concentric) · بیگانه وار · خارج از مرکز · خیره رفتار · خیره سر · عجیب · عجیب و غریب · غریب · غیر عادی · فلس · فلسی · لنگ · مختلف المرکز · نامتعارف · نامدور · ناهم مرکز (مانند دو دایره که روی هم قرار دارند ولی مراکز آنها روی هم نیستند) · پوسته پوسته
  • خروج از مرکز مداری
  • عجیب و غریب · فلس
  • بطورعجیب وغریب · بطورغیرمعمول
  • (آنچه که کاملا مدور نباشد) ناپرهون · (روان شناسی) ناروال · (مکانیک) لنگ چرخ · برفکی · برون مرکز (در برابر هم مرکز:concentric) · بیگانه وار · خارج از مرکز · خیره رفتار · خیره سر · عجیب · عجیب و غریب · غریب · غیر عادی · فلس · فلسی · لنگ · مختلف المرکز · نامتعارف · نامدور · ناهم مرکز (مانند دو دایره که روی هم قرار دارند ولی مراکز آنها روی هم نیستند) · پوسته پوسته
  • (آنچه که کاملا مدور نباشد) ناپرهون · (روان شناسی) ناروال · (مکانیک) لنگ چرخ · برفکی · برون مرکز (در برابر هم مرکز:concentric) · بیگانه وار · خارج از مرکز · خیره رفتار · خیره سر · عجیب · عجیب و غریب · غریب · غیر عادی · فلس · فلسی · لنگ · مختلف المرکز · نامتعارف · نامدور · ناهم مرکز (مانند دو دایره که روی هم قرار دارند ولی مراکز آنها روی هم نیستند) · پوسته پوسته
Add

Translations of "eccentricity" into Persian in sentences, translation memory