Translation of "electoral" into Persian

متشکل از گزینگران, وابسته به انتخابات (گزینگان) یا انتخاب کنندگان (گزینگران) are the top translations of "electoral" into Persian.

electoral adjective grammar

of, or relating to elections [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • متشکل از گزینگران

  • وابسته به انتخابات (گزینگان) یا انتخاب کنندگان (گزینگران)

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "electoral" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "electoral" with translations into Persian

  • امار انتخاباتی
  • (تمام کسانی که صلاحیت رای دادن را دارند) رای دهندگان · (در امپراطوری مقدس روم) مقام یا قلمرو ملکزاده ی گزینگر (که حق انتخاب امپراطور را داشت) · حوزه انتخابیه · هيئت انتخاب کنندگان · گزینگران
  • تقلب انتخاباتی
  • امرای انتخاباتی
  • (امریکا) شورای گزینگران (هر ایالتی از راه گزینگان مستقیم نمایندگانی برابر با شمار نمایندگانش در کنگره را به شورا گسیل می داردتا رسما رئیس جمهور منتخب را منصوب کنند)
  • قوای رای دهنده گان
  • (آلمان - معمولا E بزرگ) هر یک از ملکزادگان امپراطوری مقدس روم که در گزینش امپراطور حق رای داشت · (به ویژه امریکا) عضو شورای گزینگران · انتخاب کننده · رای دهنده · گزینگر
  • (تمام کسانی که صلاحیت رای دادن را دارند) رای دهندگان · (در امپراطوری مقدس روم) مقام یا قلمرو ملکزاده ی گزینگر (که حق انتخاب امپراطور را داشت) · حوزه انتخابیه · هيئت انتخاب کنندگان · گزینگران
Add

Translations of "electoral" into Persian in sentences, translation memory