Translation of "elevators" into Persian
آسانسور, بالابرها, بالابرهای سطلي are the top translations of "elevators" into Persian.
elevators
noun
Plural form of elevator. [..]
-
آسانسور
nounI took the elevator down.
با آسانسور پائین رفتم.
-
بالابرها
Enough pressure on the elevator will be able to free it.
فشاری که بالابر بهت میاره رو نذار زیاد بشه
-
بالابرهای سطلي
-
بالابرهای چنگكي
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "elevators" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "elevators" with translations into Persian
-
بالا · بالا آمده · برآمده · بلند · بلند شده · بیش از حد معمول · ترن هوایی · جاهمند · دارای شوق و شعف · رجوع شود به elevated railway · سرحال · عالی · فرازیده · فرازین · فرزانه · فرزینه · فرهیخته · متعال · مرتفع · مشعوف · والا · پررفعت
-
(بالچه های دم هواپیما) سکان افقی · (جراحی) بالاآور · باله ی دم · بلندساز · فرازبر (در انگلیس می گویند: lift)
-
ارتفاع (از سطح دریا) · مخفف : بلندی
-
(ارتش - زاویه ای که لوله ی توپ و غیره با افق تشکیل می دهد) درجه · (رقص و باله) فراز جهش (قدرت رقصگر به پریدن در هوا) · (معماری - در نشان دادن بلندی ساختمان و غیره روی نقشه) فرازه نما · (هواپیمایی) ارتفاع از سطح افق · ارتفاع · ارتفاع (ارتفاعات) · ارتفاع از سطح دریا · اوج · بالابری · بحران · برجستگی · بلند سازی · بلندی · بُلَندا · تراز · تعالی · جاه · جاه و جلال · جای بلند · دریا فرازی (altitude هم می گویند) · راس · رفعت · زینه · شرف · فرازسازی · فرازمندی · فرهیختگی · مرتفعترین نقطه · مقام رفیع · منتها · منتها درجه · منزلت · میزان فراز جهش · نیم روز · والایی · وقار
Add example
Add