Translation of "embracement" into Persian
بغل گیری, دربرداری, روبوسی are the top translations of "embracement" into Persian.
embracement
noun
grammar
A clasp in the arms; embrace. [..]
-
بغل گیری
noun -
دربرداری
-
روبوسی
-
Less frequent translations
- پذیرش
- جریمه نقدی، جریمه
- دراغوش گیری
- غنیمت شماری
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "embracement" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "embracement" with translations into Persian
-
در برگرفتن
-
در آغوش کشیدن
-
کسیکه دردادگاه اعمال نفوذمیکند
-
(با میل) پذیرفتن · (حقوق - به طور غیر قانونی به هیئت منصفه دستور دادن یا آن را تحت تاثیر قرار دادن) اعمال نفوذ کردن · آغوش · احاطه کردن · استفاده کردن از · بغل کردن · حاوی بودن · در آغوش گرفتن · در آغوش گیری · در بر داشتن · در بغل گرفتن · در یافتن · دربرداشتن · درک کردن · شامل بودن · عقیده داشتن به · فرا گرفتن (دور چیزی) · متوجه شدن · پذیرفتن · گردگیری کردن
-
(با میل) پذیرفتن · (حقوق - به طور غیر قانونی به هیئت منصفه دستور دادن یا آن را تحت تاثیر قرار دادن) اعمال نفوذ کردن · آغوش · احاطه کردن · استفاده کردن از · بغل کردن · حاوی بودن · در آغوش گرفتن · در آغوش گیری · در بر داشتن · در بغل گرفتن · در یافتن · دربرداشتن · درک کردن · شامل بودن · عقیده داشتن به · فرا گرفتن (دور چیزی) · متوجه شدن · پذیرفتن · گردگیری کردن
-
(با میل) پذیرفتن · (حقوق - به طور غیر قانونی به هیئت منصفه دستور دادن یا آن را تحت تاثیر قرار دادن) اعمال نفوذ کردن · آغوش · احاطه کردن · استفاده کردن از · بغل کردن · حاوی بودن · در آغوش گرفتن · در آغوش گیری · در بر داشتن · در بغل گرفتن · در یافتن · دربرداشتن · درک کردن · شامل بودن · عقیده داشتن به · فرا گرفتن (دور چیزی) · متوجه شدن · پذیرفتن · گردگیری کردن
-
(با میل) پذیرفتن · (حقوق - به طور غیر قانونی به هیئت منصفه دستور دادن یا آن را تحت تاثیر قرار دادن) اعمال نفوذ کردن · آغوش · احاطه کردن · استفاده کردن از · بغل کردن · حاوی بودن · در آغوش گرفتن · در آغوش گیری · در بر داشتن · در بغل گرفتن · در یافتن · دربرداشتن · درک کردن · شامل بودن · عقیده داشتن به · فرا گرفتن (دور چیزی) · متوجه شدن · پذیرفتن · گردگیری کردن
-
در آغوش کشیدن
Add example
Add