Translation of "employed" into Persian
مشغول, مستخدم are the top translations of "employed" into Persian.
employed
adjective
verb
grammar
in a job; working [..]
-
مشغول
adjectiveConcordia will employ massive numbers of men and women.
کنکروديا توده ي عظيمي از مردها و زنها رو مشغول به کار ميکنه
-
مستخدم
noun
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "employed" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "employed" with translations into Persian
-
کارگر مستقل
-
اقتصاد کم اشتغال
-
دارای شغل آزاد · مستقل (از نظر شغل)
-
سرمایه بکارگرفته شده
-
(قدیمی) حرفه · استخدام · استخدام کردن · استعمال کردن · استفاده کردن از · به كار گرفتن · به کار بردن · به کار گرفتن · به کار گماردن · به کار گماری · بهره برداری کردن · بکار گماشتن · سرگرم کردن · شغل · مشغول کردن · کار · کار دادن به · کار پیدا کردن – استخدام کردن – بکار گماشتن – استعمال کردن · کرایه کردن · گمارش
-
جمعیت شاغل
-
استخدام کردن · به کار گرفتن
-
(قدیمی) حرفه · استخدام · استخدام کردن · استعمال کردن · استفاده کردن از · به كار گرفتن · به کار بردن · به کار گرفتن · به کار گماردن · به کار گماری · بهره برداری کردن · بکار گماشتن · سرگرم کردن · شغل · مشغول کردن · کار · کار دادن به · کار پیدا کردن – استخدام کردن – بکار گماشتن – استعمال کردن · کرایه کردن · گمارش
Add example
Add