Translation of "emulation" into Persian
هم چشمی, رقابت, هماوردی are the top translations of "emulation" into Persian.
emulation
noun
grammar
The endeavor or desire to equal or excel someone else in qualities or actions. [..]
-
هم چشمی
noun -
رقابت
I think one of the successes is in its emulation.
به نظرم، یکی از موفقیتهایش در رقابت است.
-
هماوردی
-
Less frequent translations
- پژهان
- (مهجور) بغض و حسادت
- (مهجور) جاه طلبی (از راه تقلید و رقابت)
- برتری جویی
- پیشی خواهی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "emulation" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "emulation" with translations into Persian
-
شبیهساز کنسول بازی
-
(کامپیوتر) مقلد · برابرساز · تقلید کننده · دنباله رو · رقابت کننده · رقیب · مقلد · هماورد · پیروساز
-
ازروی هم چشمی
-
(قدیمی) مشتاق · (مهجور) حسود · برتری خواه · رقابتگر · هماوردگر · پیشی جوی
-
(از راه تقلید) برتری جویی کردن · (مهجور) حسادت ورزیدن · برتری (یا برابری) جستن · تقلید · تقلید کردن · دنباله روی کردن · رقابت کردن (همراه با موفقیت) · سرمشق قرار دادن · نوسیدن · هم چشمی کردن
-
ایمیول
-
رقابت کردن، تقلید کردن
-
رقابت امیز · رقابتی · هم چشمی کننده
Add example
Add