Translation of "encirclement" into Persian

راه بندان, سد راه are the top translations of "encirclement" into Persian.

encirclement noun grammar

The act of encircling or the state of being encircled [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • راه بندان

    noun
  • سد راه

    noun
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "encirclement" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "encirclement" with translations into Persian

  • (دایره وار) دور چیزی را گرفتن · (روی دایره) دور زدن · احاطه كردن · حلقه زدن · در دایره قرار دادن · در پرهون کردن · محاصره کردن · محاط کردن · محصور کردن · مدور ساختن · پرهونگردی کردن · کمربند بستن · گردگیری کردن
  • دایره زدن
  • (دایره وار) دور چیزی را گرفتن · (روی دایره) دور زدن · احاطه كردن · حلقه زدن · در دایره قرار دادن · در پرهون کردن · محاصره کردن · محاط کردن · محصور کردن · مدور ساختن · پرهونگردی کردن · کمربند بستن · گردگیری کردن
  • (دایره وار) دور چیزی را گرفتن · (روی دایره) دور زدن · احاطه كردن · حلقه زدن · در دایره قرار دادن · در پرهون کردن · محاصره کردن · محاط کردن · محصور کردن · مدور ساختن · پرهونگردی کردن · کمربند بستن · گردگیری کردن
Add

Translations of "encirclement" into Persian in sentences, translation memory