Translation of "endow" into Persian
وقف کردن, دادن, پیواندن are the top translations of "endow" into Persian.
endow
verb
grammar
To furnish with money or its equivalent, as a permanent fund for support; to make pecuniary provision for; to settle an income upon; especially, to furnish with dower; as, to endow a wife; to endow a public institution. [..]
-
وقف کردن
verb -
دادن
verbI cannot endow my personal desires with a shining robe of silk and jewels.
من نمیتوانم آرزوهای شخصیام را با دادن شنل ابریشمی و جواهرات برآورده کنم.
-
پیواندن
-
Less frequent translations
- (استعدادهای خداداد و غیره) ارزانی داشتن
- (به دانشگاه و بیمارستان و غیره) وقف کردن
- (مهجور) جهاز دادن
- (پول یا ملک) بخشیدن
- اعطا کردن
- به ودیعه گذاشتن
- بهره مند کردن
- جهیزیه دادن
- دهش کردن
- عطیه دادن
- قدرت دادن
- منتسب دانستن به
- نسبت دادن به
- هدیه دادن
- وکالت دادن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "endow" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "endow" with translations into Persian
-
درون داشت
-
موقوفه کارنگی برای صلح بینالمللی
-
بیمه نامه عمر با مدت معین · بیمه ی عمر (با مدت معین)
-
اصل وجوه دارایی اعطایی یا وقفی
-
(استعداد طبیعی و غیره) ودیعه · استعداد · اعطا · اهدا · اهداییه · بخشش · بهره مند سازی · دادن · داده · درون داشت · دهش · شادداد · عطیه · موقوفه · موهبت · نعمت · هديه · هدیه – بخشش – وقف · ودیعه سپاری (استعداد و غیره) · وقف · پیشیارش · پیوانش
-
وجوه حاصل از درآمدهای دارایی اعطایی یا موقوفه
-
وجوه اهدایی – وجوه وقفی
-
(استعداد طبیعی و غیره) ودیعه · استعداد · اعطا · اهدا · اهداییه · بخشش · بهره مند سازی · دادن · داده · درون داشت · دهش · شادداد · عطیه · موقوفه · موهبت · نعمت · هديه · هدیه – بخشش – وقف · ودیعه سپاری (استعداد و غیره) · وقف · پیشیارش · پیوانش
Add example
Add