Translation of "enduring" into Persian
بادوام, ماندنی, جاودان are the top translations of "enduring" into Persian.
enduring
adjective
noun
verb
grammar
Present participle of endure. [..]
-
بادوام
Able to resist wear, decay.
-
ماندنی
adjectiveMy body had turned into something more like rock than flesh, enduring and unchanging.
بدن من به چیزی که بیشتر شبیه سنگ بود تا گوشت تبدیل شده بود، ماندنی و بی تغییر.
-
جاودان
adjectiveJowyn, Jowyn, White Lady of Rohan, in this hour I do not believe that any darkness will endure!
ائووین، ائووین، بانوی سفید رو هان، در این ساعت باور نمیتوانم کرد که تاریکی جاودان بماند!
-
Less frequent translations
- دیرپا
- پایا
- پایدار
- پاینده
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "enduring" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "enduring" with translations into Persian
-
استقامت پایدارسازی
-
(با شرایط نامساعد) ساختن · (درد و خستگی و غیره) تاب آوردن · (درد) کشیدن · آراستن · استقامت کردن · ایستادگی کردن · بردبار بودن · به درازا کشیدن · به روی خود نیاوردن · تاب آوردن · تحمل کردن · جاودان بودن · جلو آمدن · دوام آوردن · دوام داشتن · دوام کردن · رنج بردن · شکیبایی کردن · طول کشیدن · متحمل شدن · منتظر شدن · منزل کردن · وفا کردن · پایا بودن · پایدار ماندن · پایداری کردن · پایستن · پاینده بودن · یارا داشتن
-
تحمل کردن
-
تاب آوردنی · تابا · قابل تحمل · پایستنی · یاراپذیر (در برابر: یاراناپذیر unendurable)
-
(حداکثر زمانی که هواپیما یا موتور و غیره می تواند با کارآیی کار کند) پایایی · (نادر) سختی · استقامت · ایستادگی · بردباری · بقا · تحمل · رنج · شکیبایی · صبر · طاقت · فریوری · قدرت تحمل · محنت · مصیبت · پایداری · پایست · پایمردی · یارایی
-
(با شرایط نامساعد) ساختن · (درد و خستگی و غیره) تاب آوردن · (درد) کشیدن · آراستن · استقامت کردن · ایستادگی کردن · بردبار بودن · به درازا کشیدن · به روی خود نیاوردن · تاب آوردن · تحمل کردن · جاودان بودن · جلو آمدن · دوام آوردن · دوام داشتن · دوام کردن · رنج بردن · شکیبایی کردن · طول کشیدن · متحمل شدن · منتظر شدن · منزل کردن · وفا کردن · پایا بودن · پایدار ماندن · پایداری کردن · پایستن · پاینده بودن · یارا داشتن
-
(با شرایط نامساعد) ساختن · (درد و خستگی و غیره) تاب آوردن · (درد) کشیدن · آراستن · استقامت کردن · ایستادگی کردن · بردبار بودن · به درازا کشیدن · به روی خود نیاوردن · تاب آوردن · تحمل کردن · جاودان بودن · جلو آمدن · دوام آوردن · دوام داشتن · دوام کردن · رنج بردن · شکیبایی کردن · طول کشیدن · متحمل شدن · منتظر شدن · منزل کردن · وفا کردن · پایا بودن · پایدار ماندن · پایداری کردن · پایستن · پاینده بودن · یارا داشتن
-
(با شرایط نامساعد) ساختن · (درد و خستگی و غیره) تاب آوردن · (درد) کشیدن · آراستن · استقامت کردن · ایستادگی کردن · بردبار بودن · به درازا کشیدن · به روی خود نیاوردن · تاب آوردن · تحمل کردن · جاودان بودن · جلو آمدن · دوام آوردن · دوام داشتن · دوام کردن · رنج بردن · شکیبایی کردن · طول کشیدن · متحمل شدن · منتظر شدن · منزل کردن · وفا کردن · پایا بودن · پایدار ماندن · پایداری کردن · پایستن · پاینده بودن · یارا داشتن
Add example
Add