Translation of "engraver" into Persian

حکاک, قلمزن, گراوورساز are the top translations of "engraver" into Persian.

engraver noun grammar

A person who engraves [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • حکاک

    A person who etches images or words, usually into stone.

    Tonight he would learn who the engraver was

    امشب او میفهمید آن مرد حکاک بازنشسته کیست.

  • قلمزن

    person with the profession of engraving

  • گراوورساز

  • کنده کار

    engraved with a technique lost by the time of the han dynasty

    کنده کاري شده توسط يک تکنيک قديمي و گمشده در زمان هان ديناستي

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "engraver" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "engraver" with translations into Persian

  • (صفحه یاتصویر) گراوری · (هر چیز حکاکی شده) ژرف نگاشت · حکاکی · ژرف نگاری · کتیبه · کلیشه · کنده کاری · گراور · گراور شده · گودنگاری · گودنگاشت
  • گراور روی صفحه ی فولاد · گراورسازی فولادی
  • کندکاری کردن
  • قلمزن مس
  • (با گراور یا کلیشه) چاپ کردن · (در خاطره و غیره) نقش بستن · (عمیقا) تحت تاثیر قرار دادن · (چاپ) کلیشه کردن · حكاكيكردن · حک کردن · حکاکی کردن · رجوع شود به photoengrave · کندن (روی چیزی) · کنده کاری کردن · گراور کردن · گودنگاری کردن
  • حکاکی روی چوب · رجوع شود به woodcut · قطعه چوب · منبت کاری
  • (چاپ) گراور خطی · گراور مخططط
  • (با گراور یا کلیشه) چاپ کردن · (در خاطره و غیره) نقش بستن · (عمیقا) تحت تاثیر قرار دادن · (چاپ) کلیشه کردن · حكاكيكردن · حک کردن · حکاکی کردن · رجوع شود به photoengrave · کندن (روی چیزی) · کنده کاری کردن · گراور کردن · گودنگاری کردن
Add

Translations of "engraver" into Persian in sentences, translation memory