Translation of "enlightened" into Persian
ازادازبندخرافات, دارای فکرروشن, روشنفكر are the top translations of "enlightened" into Persian.
enlightened
adjective
noun
verb
grammar
Simple past tense and past participle of enlighten. [..]
-
ازادازبندخرافات
-
دارای فکرروشن
-
روشنفكر
-
Less frequent translations
- عارف بحقایق
- منورالفکر
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "enlightened" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "enlightened" with translations into Persian
-
(با دادن فهم و دانش و غیره) راهیاب و رستگار کردن · (به واقعیات) آشنا کردن · (قدیمی) نورانی کردن · آزاده کردن · آگاه کردن · توضیح دادن · درخشان ساختن · درخشان کردن · روشن ضمیر کردن · روشن کردن · روشندل کردن · روشنفکر کردن · روشنگری کردن · شیرفهم کردن · متبلور کردن · وارستن · پر نورکردن · چراغانی کردن
-
آزادگی · آموزندگی · ارشاد · روشن بینی · روشن ضمیری · روشن فکری · روشندلی · روشنفکری · روشنگری · وارستگی
-
عصر روشنگری
-
علایق شخصی برجسته
-
(با دادن فهم و دانش و غیره) راهیاب و رستگار کردن · (به واقعیات) آشنا کردن · (قدیمی) نورانی کردن · آزاده کردن · آگاه کردن · توضیح دادن · درخشان ساختن · درخشان کردن · روشن ضمیر کردن · روشن کردن · روشندل کردن · روشنفکر کردن · روشنگری کردن · شیرفهم کردن · متبلور کردن · وارستن · پر نورکردن · چراغانی کردن
Add example
Add