Translation of "ermined" into Persian

قاقمی, خزی, (زینت شده با خز قاقم) از خز قاقم are the top translations of "ermined" into Persian.

ermined adjective verb grammar

Simple past tense and past participle of ermine. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • قاقمی

  • خزی

  • (زینت شده با خز قاقم) از خز قاقم

  • دارای حاشیه ی قاقمی

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "ermined" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "ermined" with translations into Persian

  • درشتقاقمها · قاقمها · قاقمها (جانور)
  • (جانورشناسی) قاقم (انواع راسوهای شمال زی که در تابستان موی قهوه ای و در زمستان موی سپید دارند - از تیره ی Mustelidae) · ارجمندی (در اشاره به قضات و اشراف که ردای آنها با خز قاقم زینت شده است) · خز قاقم (که از آن پالتوی زنانه می سازند و حاشیه ی ردای قضات برخی کشورها را با آن زینت می کنند) · رفعت مقام · قاقم
  • (جانورشناسی) قاقم (انواع راسوهای شمال زی که در تابستان موی قهوه ای و در زمستان موی سپید دارند - از تیره ی Mustelidae) · ارجمندی (در اشاره به قضات و اشراف که ردای آنها با خز قاقم زینت شده است) · خز قاقم (که از آن پالتوی زنانه می سازند و حاشیه ی ردای قضات برخی کشورها را با آن زینت می کنند) · رفعت مقام · قاقم
Add

Translations of "ermined" into Persian in sentences, translation memory