Translation of "evacuant" into Persian

پاکساز, (داروسازی) مسهل, تهی ساز are the top translations of "evacuant" into Persian.

evacuant adjective noun grammar

something used to clean out an organ system, especially the bowels. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • پاکساز

    adjective
  • (داروسازی) مسهل

  • تهی ساز

  • خالی کننده (روده ها)

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "evacuant" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "evacuant" with translations into Persian

  • (هر چیز تخلیه شده) فضولات · برون بری · برون رانده · برون رانی · برون ریزه · برون کشی · تخلیه · تخیله · تهی سازی · دفع · ریدن · سرگین · عقب نشینی · وازدن · وازده · گه
  • (تخلیه کردن فضولات بدن به ویژه سرگین) بیرون ریختن · (شهر و غیره را از مردم یا قشون خالی کردن) تخلیه کردن یا شدن · (محتویات چیزی را خالی کردن به ویژه بیرون کشیدن هوای چیزی) تهی کردن · آهختن · باطل کردن · برون راندن · برون ریز کردن · برکشیدن · بیرون بردن · تهیگی کردن · خلا ایجادکردن · درون زدایی کردن · دفع کردن یا شدن · ریدن · شاشیدن · عقب نشستن · لنجیدن · یله کردن
  • (تخلیه کردن فضولات بدن به ویژه سرگین) بیرون ریختن · (شهر و غیره را از مردم یا قشون خالی کردن) تخلیه کردن یا شدن · (محتویات چیزی را خالی کردن به ویژه بیرون کشیدن هوای چیزی) تهی کردن · آهختن · باطل کردن · برون راندن · برون ریز کردن · برکشیدن · بیرون بردن · تهیگی کردن · خلا ایجادکردن · درون زدایی کردن · دفع کردن یا شدن · ریدن · شاشیدن · عقب نشستن · لنجیدن · یله کردن
  • (هر چیز تخلیه شده) فضولات · برون بری · برون رانده · برون رانی · برون ریزه · برون کشی · تخلیه · تخیله · تهی سازی · دفع · ریدن · سرگین · عقب نشینی · وازدن · وازده · گه
  • (تخلیه کردن فضولات بدن به ویژه سرگین) بیرون ریختن · (شهر و غیره را از مردم یا قشون خالی کردن) تخلیه کردن یا شدن · (محتویات چیزی را خالی کردن به ویژه بیرون کشیدن هوای چیزی) تهی کردن · آهختن · باطل کردن · برون راندن · برون ریز کردن · برکشیدن · بیرون بردن · تهیگی کردن · خلا ایجادکردن · درون زدایی کردن · دفع کردن یا شدن · ریدن · شاشیدن · عقب نشستن · لنجیدن · یله کردن
Add

Translations of "evacuant" into Persian in sentences, translation memory