Translation of "excitative" into Persian
مهیج is the translation of "excitative" into Persian.
excitative
adjective
grammar
That causes excitation [..]
-
مهیج
This is the single most exciting adventure human beings have been on.
این مهیج ترین ماجراجوییست که انسانها تجربه کرده اند.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "excitative" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "excitative" with translations into Persian
-
(زیست شناسی) انگیز ور · احساساتی · انگیخته · برانگیخته · بی عقل · ترغیب شده · تهییج شده · شوریده · هیجان زده
-
(الکترونیک - مولد کوچکی که برای راه انداختن مولد یا ماشین بزرگتر نیرو تولیدمی کند) مولد راه انداز · (شخص یا چیز) انگیزان · آغازگر · استارتر · برانگیزان · زایای راه انداز · شورانگیز
-
(زیست شناسی) انگیزش پذیر · آزارپذیر · برانگیختنی · تحریک پذیر · زود انگیز
-
اشوب · انگیزش · برانگیختگی · تهییج · خشمگینی · فتنه · هیجان
-
من برای درس امروز خيلی هیجان زده ام
-
امادگی برای تهییج شدن تحریک پذیری · تندمزاجی · زودرنجی · قابلیت تحریک · کج خلقی
-
(برق و مکانیک) به کار اندازی (موتور) · (زیست شناسی) انگیزور کردن · (فیزیک) اتم یا هسته ی اتم و غیره را به سطح بالاتری از انرژی رساندن · (مدار ترانزیستوری یا لامپ را) دارای signalکردن · آشفتن · انرژی دادن · انگیختن · انگیزاندن · برانگیختن · به جنبش آوردن · به شورآوردن · به هیجان آوردن · تحریک کردن · تهییج کردن · راه اندازی · شوراندن · میدان مغناطیسی ایجاد کردن · نیرو ورکردن
-
(مولد برق که توسط جریان برق آرمیچر خود تحریک می شود) خودانگیز
Add example
Add