Translation of "execrable" into Persian
رجیم, بد, مکروه are the top translations of "execrable" into Persian.
execrable
adjective
grammar
Of the poorest quality. [..]
-
رجیم
adjective -
بد
adjective -
مکروه
adjectiveI am finishing the most execrable morning's work
که من امروز چه صبح مکروه و با زحمتی دارم که هیچ وقتی این قدر گرفتار زحمتی نشده بودم.
-
Less frequent translations
- بنجل
- تنفرانگیز
- بیزارکننده
- ملعون
- واخورده
- لعنتی
- گند
- جنس بد
- نفرت انگیز
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "execrable" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "execrable" with translations into Persian
-
بسیاربد · بطورنفرت انگیز
-
(شدیدا) خرده گیری کردن · با تحقیر (یا تنفر و غیره) صحبت کردن · بیزار بودن · بیم داشتن از · ترس داشتن از · تنفر داشتن · دشنام دادن · فحش دادن · لعنت کردن · متنفر بودن · منزجر بودن · مورد لعن و طعن قرار دادن · مکروه داشتن · مکروه دانستن · ناسزا گفتن · ناپسند شمردن · نفرت داشتن · نفرت داشتن از · نفرین شدن
-
لعنتی · نفرت کننده
-
(شخص یا چیز) مورد لعن و طعن · آژیغ · انزجار · بیزاری · تنفر · دشنام · دشنام دادن · دل سیری · عمل شنیع · فحش · لعن و طعن · منفور · ناسزا · ناسزا گویی · نفرت · نفرین · کراهت
-
(شخص یا چیز) مورد لعن و طعن · آژیغ · انزجار · بیزاری · تنفر · دشنام · دشنام دادن · دل سیری · عمل شنیع · فحش · لعن و طعن · منفور · ناسزا · ناسزا گویی · نفرت · نفرین · کراهت
-
(شخص یا چیز) مورد لعن و طعن · آژیغ · انزجار · بیزاری · تنفر · دشنام · دشنام دادن · دل سیری · عمل شنیع · فحش · لعن و طعن · منفور · ناسزا · ناسزا گویی · نفرت · نفرین · کراهت
Add example
Add