Translation of "exertion" into Persian
تقلا, کوشش, تلاش are the top translations of "exertion" into Persian.
exertion
noun
grammar
An expenditure of physical or mental effort. [..]
-
تقلا
The amount of work involved in achieving something.
Your exertions below deck were no doubt exhausting.
معلومه كه با اون همه تقلا در طبقه زيرين كشتي ، نيروي آدم تحليل ميره
-
کوشش
nounIt needs no critical exertion to reduce utterly to dust any deductions drawn from history.
هر نتیجهگیری علم تاریخ بدون کمترین کوشش نقادان مانند غباری بدون باقی گذاشتن هیچ اثر از هم میپاشد،
-
تلاش
nounThe more you exert yourself, the faster you consume oxygen.
هرچه بیشتر تلاش کنی کسیژن بیشتری مصرف میکنی
-
Less frequent translations
- ثقل
- رنجیدن، رنجش، کار سخت توأم با تعب کردن
- زورزنی
- مشقت
- اعمال
- اعمال زور
- به کاربندی
- به کارگیری
- جد و جهد
- کار سخت
- کار شاق
- کد یمین
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "exertion" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "exertion" with translations into Persian
-
زوراور
-
اعمال کردن
-
(با نیرو و حرارت) به کارگرفتن · - آوردن · - داشتن · - کردن (و غیره) · اعمال کردن · به کار بستن · تلاش کردن · جد و جهد کردن · دوندگی کردن · زور زدن · کوشیدن
-
(با نیرو و حرارت) به کارگرفتن · - آوردن · - داشتن · - کردن (و غیره) · اعمال کردن · به کار بستن · تلاش کردن · جد و جهد کردن · دوندگی کردن · زور زدن · کوشیدن
-
(با نیرو و حرارت) به کارگرفتن · - آوردن · - داشتن · - کردن (و غیره) · اعمال کردن · به کار بستن · تلاش کردن · جد و جهد کردن · دوندگی کردن · زور زدن · کوشیدن
Add example
Add