Translation of "exhaust" into Persian
اگزوز, خروج, خروجی are the top translations of "exhaust" into Persian.
exhaust
adjective
verb
noun
grammar
To draw or let out wholly; to drain off completely; as, to exhaust the water of a well; the moisture of the earth is exhausted by evaporation. [..]
-
اگزوز
nounAnd there the Chevy came to rest, trailing its rusty exhaust pipe behind it.
اینجا بود که ماشین در حالیکه، لوله اگزوز زنگ زده را، به دنبال میکشید، توقف کرد.
-
خروج
nounIt's a small thermal exhaust port right below the main port.
اون یه دریچه کوچیک خروج حرارته که دقیقا زیر دریچه اصلی قرار گرفته.
-
خروجی
at the fiery exhaust of a Saturn V rocket.
به خروجی آتشین یک موشک ساترن ۵ خیره نشوم.
-
Less frequent translations
- خستن
- ستوهیدن
- واکوفتن
- گساردن
- (به طور کامل به مطلبی) پرداختن
- (دود موتور و غیره) برون دمیدن
- (دود یا گاز یا هوا و غیره را از چیزی کاملا) بیرون کشیدن
- (مجازی) خسته کردن
- (موجودی یا ذخیره یا خوراک و غیره) تمام کردن
- (مکانیک) برون دمی
- (مکانیک) برون دمیده (دود و گاز و غیره که از موتور به خارج دمیده می شود)
- (نیروی چیزی را کشیدن یا مصرف کردن) فرسودن
- (کاملا) خالی کردن
- (کاملا) مصرف کردن یا شدن
- از توان انداختن
- برون دمش
- برون دمه
- بی رمق کردن
- بیرون دادن (به کمک لوله یا تلمبه یا بادزن و غیره)
- بیرون دادن یا داده شدن
- ته (چیزی را) بالاآوردن
- ته کشیدن
- تهی کردن یا شدن
- حق (مطلبی را) ادا کردن
- دود اگزوز
- دود و بخار
- مانده کردن
- مصرف کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "exhaust" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "exhaust" with translations into Persian
-
دودهاي كارخانه · گازهاي خروجي · گازهای زاید
-
اشتمال · جامعیت · فراگیری
-
گاز خروجی
-
اگزوز · خروج
-
منابع پایان پذیر، تمام شدنی
-
(پزشکی) گرمازدگی (heatstroke هم می گویند) · گرماتكيدگي · گرمازدگی
-
هود آشپزخانه
-
بکلی خسته · بی رمق · تحليل رفته · تمام شده · تهی · خالی · خرد و خاکشیر · خسته · خسته و کوفته · درمانده · له و لورده · مصرف شده · وامانده
Add example
Add