Translation of "explainable" into Persian

توضیح بردار, روشن ساختنی, قابل توضیح are the top translations of "explainable" into Persian.

explainable adjective grammar

Able to be explained or understood [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • توضیح بردار

  • روشن ساختنی

  • قابل توضیح

    There's something inexplicable going on or perhaps only too easy to explain.

    حوادث غیر قابل توضیحی در جریان است یا شاید هم خیلی قابل توضیح باشند.

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "explainable" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "explainable" with translations into Persian

  • (برای کاری) دلیل آوردن · انگیزه نمایی کردن · بازنمود کردن · بسط دادن · بیان کردن · تعبیر کردن · تفسیر کردن · توجیه کردن · توضیح دادن · دیماساندن · روشن کردن · سفرنگیدن · شرح دادن · معنی کردن · واضح کردن · ویچاردن
  • (برای کاری) دلیل آوردن · انگیزه نمایی کردن · بازنمود کردن · بسط دادن · بیان کردن · تعبیر کردن · تفسیر کردن · توجیه کردن · توضیح دادن · دیماساندن · روشن کردن · سفرنگیدن · شرح دادن · معنی کردن · واضح کردن · ویچاردن
  • (برای کاری) دلیل آوردن · انگیزه نمایی کردن · بازنمود کردن · بسط دادن · بیان کردن · تعبیر کردن · تفسیر کردن · توجیه کردن · توضیح دادن · دیماساندن · روشن کردن · سفرنگیدن · شرح دادن · معنی کردن · واضح کردن · ویچاردن
  • (برای کاری) دلیل آوردن · انگیزه نمایی کردن · بازنمود کردن · بسط دادن · بیان کردن · تعبیر کردن · تفسیر کردن · توجیه کردن · توضیح دادن · دیماساندن · روشن کردن · سفرنگیدن · شرح دادن · معنی کردن · واضح کردن · ویچاردن
Add

Translations of "explainable" into Persian in sentences, translation memory