Translation of "exteriority" into Persian
برونبودی, برونش, خارجیت are the top translations of "exteriority" into Persian.
exteriority
noun
grammar
surface; externality
-
برونبودی
-
برونش
-
خارجیت
-
Less frequent translations
- برون بودگی
- ظاهر خارجی
- نمای برونی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "exteriority" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "exteriority" with translations into Persian
-
(تصویر یا صحنه ی تئاتر یا منظره و غیره) در هوای آزاد · (ویژه ی به کار بردن در خارج یا سطح برونی) روکار · از برون · از خارج · برون پهنه · برون کار (در برابر توکار) · برونه · برونگاهی · برونی · بیرون · بیرونه · بیرونی · خارج · خارجی · در خارج (از ساختمان) (در برابر: درونی interior) · رخسار · رویه · سطح خارجی · صوری · ظاهر · قیافه · نما · واقع در خارج · وجنات · چهره
-
(هندسه) زاویه ی خارجی · گوشه ی برونی
-
(اندیشه · (جراحی) اندامی را از شکم بیرون آوردن · (دارای شکل یا نمای خارجی کردن) نمادار · احساس و غیره) جنبه ی خارجی دادن به · بروندیس کردن (externalize هم می گویند) · بریدن و درآوردن · ظاهری دانستن
-
صورت خارجی دادن به
-
(تصویر یا صحنه ی تئاتر یا منظره و غیره) در هوای آزاد · (ویژه ی به کار بردن در خارج یا سطح برونی) روکار · از برون · از خارج · برون پهنه · برون کار (در برابر توکار) · برونه · برونگاهی · برونی · بیرون · بیرونه · بیرونی · خارج · خارجی · در خارج (از ساختمان) (در برابر: درونی interior) · رخسار · رویه · سطح خارجی · صوری · ظاهر · قیافه · نما · واقع در خارج · وجنات · چهره
-
(تصویر یا صحنه ی تئاتر یا منظره و غیره) در هوای آزاد · (ویژه ی به کار بردن در خارج یا سطح برونی) روکار · از برون · از خارج · برون پهنه · برون کار (در برابر توکار) · برونه · برونگاهی · برونی · بیرون · بیرونه · بیرونی · خارج · خارجی · در خارج (از ساختمان) (در برابر: درونی interior) · رخسار · رویه · سطح خارجی · صوری · ظاهر · قیافه · نما · واقع در خارج · وجنات · چهره
-
(تصویر یا صحنه ی تئاتر یا منظره و غیره) در هوای آزاد · (ویژه ی به کار بردن در خارج یا سطح برونی) روکار · از برون · از خارج · برون پهنه · برون کار (در برابر توکار) · برونه · برونگاهی · برونی · بیرون · بیرونه · بیرونی · خارج · خارجی · در خارج (از ساختمان) (در برابر: درونی interior) · رخسار · رویه · سطح خارجی · صوری · ظاهر · قیافه · نما · واقع در خارج · وجنات · چهره
-
(تصویر یا صحنه ی تئاتر یا منظره و غیره) در هوای آزاد · (ویژه ی به کار بردن در خارج یا سطح برونی) روکار · از برون · از خارج · برون پهنه · برون کار (در برابر توکار) · برونه · برونگاهی · برونی · بیرون · بیرونه · بیرونی · خارج · خارجی · در خارج (از ساختمان) (در برابر: درونی interior) · رخسار · رویه · سطح خارجی · صوری · ظاهر · قیافه · نما · واقع در خارج · وجنات · چهره
Add example
Add