Translation of "extinguisher" into Persian

خاموشگر, (شخص یا دستگاه) آتش نشان, خاموش کننده آتش are the top translations of "extinguisher" into Persian.

extinguisher noun grammar

Anything that extinguishes something; but especially a fire extinguisher [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • خاموشگر

  • (شخص یا دستگاه) آتش نشان

  • خاموش کننده آتش

    noun
  • کپسول آتش نشانی (fire extinguisher هم می گویند)

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "extinguisher" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Images with "extinguisher"

Phrases similar to "extinguisher" with translations into Persian

  • آتش خاموش کن · آتش کش · خاموش کننده آتش · خاموشکنندههای دستی آتش · کپسول آتش نشانی
  • بازخرید بدهی زودتر از موعد مقرر
  • (آتش و غیره) خاموش کردن · (امید و عمر و غیره) به پایان رساندن · (حقوق - بازرگانی) منسوخ کردن · (نفس و صدا و غیره) خفه کردن · (وام و غیره) بازپرداخت کردن · آتش نشانی کردن · ادا کردن · ازمیان بردن · اطفا کردن · باطل کردن · برانداختن · بی جلوه کردن · تحت الشعاع قرار دادن · خاموش کردن · خنثی نمودن · در پرتو گذاشتن · ساکت کردن · سایه افکندن بر · ستردن · فرونشاندن · محو کردن · منفجر شدن · منقرض کردن · نابود کردن · نیست کردن
  • برانداختنی · خاموش شدنی · خاموش کردنی · فرونشاندنی · نابودکردنی
  • خاموش سازی · فرونشانی · محو · منهدم کردن – مستهلک کردن – تسویه کردن – از بین بردن · نابودسازی
  • (آتش و غیره) خاموش کردن · (امید و عمر و غیره) به پایان رساندن · (حقوق - بازرگانی) منسوخ کردن · (نفس و صدا و غیره) خفه کردن · (وام و غیره) بازپرداخت کردن · آتش نشانی کردن · ادا کردن · ازمیان بردن · اطفا کردن · باطل کردن · برانداختن · بی جلوه کردن · تحت الشعاع قرار دادن · خاموش کردن · خنثی نمودن · در پرتو گذاشتن · ساکت کردن · سایه افکندن بر · ستردن · فرونشاندن · محو کردن · منفجر شدن · منقرض کردن · نابود کردن · نیست کردن
  • (آتش و غیره) خاموش کردن · (امید و عمر و غیره) به پایان رساندن · (حقوق - بازرگانی) منسوخ کردن · (نفس و صدا و غیره) خفه کردن · (وام و غیره) بازپرداخت کردن · آتش نشانی کردن · ادا کردن · ازمیان بردن · اطفا کردن · باطل کردن · برانداختن · بی جلوه کردن · تحت الشعاع قرار دادن · خاموش کردن · خنثی نمودن · در پرتو گذاشتن · ساکت کردن · سایه افکندن بر · ستردن · فرونشاندن · محو کردن · منفجر شدن · منقرض کردن · نابود کردن · نیست کردن
  • (آتش و غیره) خاموش کردن · (امید و عمر و غیره) به پایان رساندن · (حقوق - بازرگانی) منسوخ کردن · (نفس و صدا و غیره) خفه کردن · (وام و غیره) بازپرداخت کردن · آتش نشانی کردن · ادا کردن · ازمیان بردن · اطفا کردن · باطل کردن · برانداختن · بی جلوه کردن · تحت الشعاع قرار دادن · خاموش کردن · خنثی نمودن · در پرتو گذاشتن · ساکت کردن · سایه افکندن بر · ستردن · فرونشاندن · محو کردن · منفجر شدن · منقرض کردن · نابود کردن · نیست کردن
Add

Translations of "extinguisher" into Persian in sentences, translation memory