Translation of "fag" into Persian
کونی, سيگار, دسته are the top translations of "fag" into Persian.
fag
verb
noun
grammar
(US, technical) In textile inspections, a rough or coarse defect in the woven fabric. [..]
-
کونی
nounhomosexual
-
سيگار
-
دسته
nounOffensive term for an openly, often effeminate, homosexual man.
-
Less frequent translations
- جان کندن
- جان کنی
- سیگار
- نوچه
- خرحمالی
- خمينی
- ستوهیدن
- ستوهیدگی
- سیگارت
- کدیمین
- ماندگی
- فرمانبر
- فرسودگی
- ساحره
- عمله
- پری
- جن
- کد
- (امریکا - تحقیرآمیز) کونی
- (انگلیس - شاگردی که برای شاگرد کلاس بالاتر نوکری یافرمانبری می کند) نوکر
- (انگلیس - عامیانه) آدم خرحمال
- (انگلیس - عامیانه) خستگی
- (انگلیس - عامیانه) کار شاق
- (سخت کار کردن و خسته شدن) فرسوده شدن یا کردن
- (قدیمی - خودمانی) سیگار
- (معمولا با : out) از پا انداختن
- ازپا افتادن
- به عنوان نوکر یا نوچه استخدام کردن
- خرحمالی کردن (معمولا با : away)
- خسته شدن یا کردن
- سخت کار کردن
- فرسوده شدن
- مانده شدن
- همجنس باز
- کوشش کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "fag" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "fag"
Phrases similar to "fag" with translations into Persian
-
سخت کار کردن · فرسوده شدن
-
(انتهای طناب چندلا که ریسمان های آن از هم بازشده اند) ته طناب · (بخش آخر توپ پارچه که ضخیم و بد بافت است) سرتیکه ی پارچه · (مجازی - بخش آخر و بد هرچیز) ته مانده · ته تیکه · طناب ریش · وازده
-
سخت کار کردن
Add example
Add