Translation of "falls" into Persian

ابشار is the translation of "falls" into Persian.

falls noun verb grammar

A waterfall. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • ابشار

    noun
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "falls" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Falls proper

A surname. [..]

+ Add

"Falls" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for Falls in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

Images with "falls"

Phrases similar to "falls" with translations into Persian

  • آبشارهای ایگواسو (در جنوب کشور برزیل) (Iguazu یا Iguassu هم می نویسند)
  • (اتفاقا) برخوردن به · (ارث و غیره) بردن · (با : into) بخش شدن به · (با : off) ور آمدن · (باران و برف) آمدن 1 · (جانوران) متولد شدن · (در جای بخصوص) قرار گرفتن 6 · (در جنگ) کشته شدن · (دندان و غیره) افتادن · (زن) خراب شدن 0 · (صدا) کوتاه شدن · (فصل) خزان · (قیمت و حرارت و غیره) کاهش · (مریض یا عاشق و غیره) شدن 5 · (مو و غیره) ریختن 3 · (مکانیک) سرزنجیر · (کشتی رانی) طناب قرقره · (کشتی گیری) خاک کردن حریف · (کشور یا شهر یا دژ و غیره) فتح شدن · آبشار 3 · آهسته شدن 2 · آویختن · آویخته بودن · آویختگی · آویزان بودن · آویزانی 4 · از راه بدر شدگی 8 · اسیر شدن · افت 6 · افت کردن · افتادن 2 · انقراض 7 · بادبیز 0 · بارش 2 · بخش آویخته ی سیم یا زنجیر 4 · برکنار شدن · برگزار شدن 3 · بزیر آمدن · به زمین زدن · بی اختیار گفته شدن 8 · تسخیر · تسخیر شدن · تسلیم هوا و هوس شدن · تقسیم شدن به 0 · تنزل رتبه (یا مقام یا شان و غیره) یافتن · خزان · خوار شدن · رویدادن · ریزش · زایمان 9 · زاییده شدن · زخمی شدن · زمین خوردن · ساقط شدن · سرازیر دار بودن · سرازیری · سقوط · سقوط کردن · شهرت از دست دادن · شیب 5 · شیب پیدا کردن · ضلالت · فتح · فروریختن · متوجه شدن 7 · منقرض شدن · میزان آنچه که افتاده است · نزول · نزول کردن · هر چیز افتاده 9 · هریک از طناب هایی که با آن قایق نجات کشتی را بالا یا پایین می برند 5 · پائئز · پائیز · پاييز · پاییز · پاییزه 1 · پاییزی · پایین رفتن · کاهش یافتن · کم شدن · گرفته شدن 1 · گشایش · گشوده شدن · گمراه شدن · گمراهی
  • شهر ویچتا فالز (در ایالت تگزاس - امریکا)
Add

Translations of "falls" into Persian in sentences, translation memory