Translation of "fascine" into Persian

(بسته ی شاخ و برگ یا ترکه که سابقا برای جلوگیری از فروریزی دیواره های سنگر و غیره قرار می دادند و یا چاله ها را با آن پرمی کردند) بسته ی چوب is the translation of "fascine" into Persian.

fascine noun grammar

(fortification) A cylindrical bundle of small sticks of wood, bound together, used in raising batteries, filling ditches, strengthening ramparts, and making parapets; also in revetments for river banks, and in mats for dams, jetties, etc. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • (بسته ی شاخ و برگ یا ترکه که سابقا برای جلوگیری از فروریزی دیواره های سنگر و غیره قرار می دادند و یا چاله ها را با آن پرمی کردند) بسته ی چوب

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "fascine" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "fascine" with translations into Persian

  • افسون کردن · شیفتن
  • (قدیمی) روسری زنانه (سبک و ملیله دوزی شده) · شیداگر · شیفتگر · مجذوب کننده · مسحور کننده
  • افسون · خیرگی · شیدایی · شیفتگری · شیفتگی · مجذوب شدگی · مسحور شدگی · کشش · گیرایی
  • دلربا · دلفریب · دلکش · سحر آمیز · فریبنده · مجذوب کننده
  • (با نگاه عمیق یا با ترساندن) مات و مبهوت کردن · (در اصل) سحر کردن · (کاملا) جلب کردن · اغفال کردن · افسون کردن · جادو کردن · خیره کردن · سحر کردن · سرجای خودمیخکوب کردن · سوراخ کردن · شیدا کردن · شیفتن · طلسم کردن · فریب خوردن · فریفتن · مجذوب کردن · گول زدن
  • دلربا · دلفریب · دلکش · سحر آمیز · فریبنده · مجذوب کننده
  • افسون کردن · شیفتن
  • (قدیمی) روسری زنانه (سبک و ملیله دوزی شده) · شیداگر · شیفتگر · مجذوب کننده · مسحور کننده
Add

Translations of "fascine" into Persian in sentences, translation memory