Translation of "favoritism" into Persian
تبعیض, جانبداری, تمیز are the top translations of "favoritism" into Persian.
favoritism
noun
grammar
(US) Alternative spelling of favouritism. [..]
-
تبعیض
nounWhat counsel did James give regarding favoritism, and how do his words apply?
یعقوب در خصوص تبعیض به چه نکتهای اشاره کرد، و از آن چه میتوان یاد گرفت؟
-
جانبداری
-
تمیز
nounfavorite soup if it had been stirred by a used but thoroughly washed fly-swatter."
اگرکه با مگس کش استفاده شده اما کاملا تمیز شسته شده همزده شده باشه"
-
Less frequent translations
- استثنا قائل شدن
- به پندار گرایی
- به پنداری
- بهزان گرایی
- تبعیض گذاری
- ناروا گزینی
- پارتی بازی
- پارتی بازی، استثنا قائل شدن نسبت به
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "favoritism" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "favoritism" with translations into Persian
-
(امریکا) نامزد ریاست جمهور که دلخواه رهبران ایالت یا محل بخصوصی می باشد · فرزند برومند (کشور یا ناحیه) · فرزند نور چشم · پسر عزیز کرده · چشم و چراغ شهر (یا خانواده)
-
(امریکا) تام الوداد · (در مسابقات و انتخابات و غیره) دارای بیشترین احتمال بردن · بخت مند · برخوردار از کلیه ی امتیازات ناشی از دوستی · به خواسته · خواستنی · دلخواه · دلپسند · دوست داشتنی · سوگلی · محبوب · محبوبه · مطلوب · مورد برگزیده · مورد علاقه · پسند
-
(امریکا) تام الوداد · (در مسابقات و انتخابات و غیره) دارای بیشترین احتمال بردن · بخت مند · برخوردار از کلیه ی امتیازات ناشی از دوستی · به خواسته · خواستنی · دلخواه · دلپسند · دوست داشتنی · سوگلی · محبوب · محبوبه · مطلوب · مورد برگزیده · مورد علاقه · پسند
-
(امریکا) تام الوداد · (در مسابقات و انتخابات و غیره) دارای بیشترین احتمال بردن · بخت مند · برخوردار از کلیه ی امتیازات ناشی از دوستی · به خواسته · خواستنی · دلخواه · دلپسند · دوست داشتنی · سوگلی · محبوب · محبوبه · مطلوب · مورد برگزیده · مورد علاقه · پسند
Add example
Add