Translation of "feastful" into Persian

سورامیز, حظ اور, خوش گذران are the top translations of "feastful" into Persian.

feastful adjective grammar

Festive; joyful; sumptuous; luxurious.

+ Add

English-Persian dictionary

  • سورامیز

  • حظ اور

  • خوش گذران

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "feastful" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "feastful" with translations into Persian

  • رجوع شود به name day · روز جشن · روز عید · شادروز
  • عروسی
  • (جشن یا بزم و غیره) برگزار کردن · (موجب) حظ · برکت · بزم · جشن · جشن گرفتن · جشنواره · خوش بودن · روز مقدس · سور · سور دادن · سورچرانی · سورچرانی کردن · شادروز · شادیانه · شکم از عزا درآوردن · ضیافت · عید · عید (به ویژه مراسم مذهبی یا بزرگداشت مقدسان و دارگونه ها) · عیش و نوش کردن · فراوانی · لذت · لذت بردن · متمتع شدن · مهمان کردن · مهمانی · مهمانی بزرگ · نعمت · هر چیزی که وفور آن موجب لذت است
  • (مسیحیان آغازین) مجلس انس برادرانه · بزم عشق خدا · مهمانی گرم و دوستانه
  • (جشن یا بزم و غیره) برگزار کردن · (موجب) حظ · برکت · بزم · جشن · جشن گرفتن · جشنواره · خوش بودن · روز مقدس · سور · سور دادن · سورچرانی · سورچرانی کردن · شادروز · شادیانه · شکم از عزا درآوردن · ضیافت · عید · عید (به ویژه مراسم مذهبی یا بزرگداشت مقدسان و دارگونه ها) · عیش و نوش کردن · فراوانی · لذت · لذت بردن · متمتع شدن · مهمان کردن · مهمانی · مهمانی بزرگ · نعمت · هر چیزی که وفور آن موجب لذت است
  • (جشن یا بزم و غیره) برگزار کردن · (موجب) حظ · برکت · بزم · جشن · جشن گرفتن · جشنواره · خوش بودن · روز مقدس · سور · سور دادن · سورچرانی · سورچرانی کردن · شادروز · شادیانه · شکم از عزا درآوردن · ضیافت · عید · عید (به ویژه مراسم مذهبی یا بزرگداشت مقدسان و دارگونه ها) · عیش و نوش کردن · فراوانی · لذت · لذت بردن · متمتع شدن · مهمان کردن · مهمانی · مهمانی بزرگ · نعمت · هر چیزی که وفور آن موجب لذت است
  • (جشن یا بزم و غیره) برگزار کردن · (موجب) حظ · برکت · بزم · جشن · جشن گرفتن · جشنواره · خوش بودن · روز مقدس · سور · سور دادن · سورچرانی · سورچرانی کردن · شادروز · شادیانه · شکم از عزا درآوردن · ضیافت · عید · عید (به ویژه مراسم مذهبی یا بزرگداشت مقدسان و دارگونه ها) · عیش و نوش کردن · فراوانی · لذت · لذت بردن · متمتع شدن · مهمان کردن · مهمانی · مهمانی بزرگ · نعمت · هر چیزی که وفور آن موجب لذت است
Add

Translations of "feastful" into Persian in sentences, translation memory