Translation of "feigning" into Persian

وانمود is the translation of "feigning" into Persian.

feigning noun verb grammar

Present participle of feign. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • وانمود

    noun

    I know a feigned defeat from an honest victory.

    اون وانمود کرد که از من شکست خورده ولي اين يه پيروزي با افتخار بود

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "feigning" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "feigning" with translations into Persian

  • (حرف یا شایعه یا داستان و غیره) از خود درآوردن · (در اصل) شکل دادن به · (قدیمی) تصور کردن · اختراع کردن · بهانه کردن · تظاهر کردن · تظاهر کردن به · خود را به ... زدن · دروغ پردازی کردن · دیس دار کردن · شباهت داشتن به · وانمود کردن
  • (نادر) ساختگی · متظاهرانه · وانمودین
  • (حرف یا شایعه یا داستان و غیره) از خود درآوردن · (در اصل) شکل دادن به · (قدیمی) تصور کردن · اختراع کردن · بهانه کردن · تظاهر کردن · تظاهر کردن به · خود را به ... زدن · دروغ پردازی کردن · دیس دار کردن · شباهت داشتن به · وانمود کردن
  • (حرف یا شایعه یا داستان و غیره) از خود درآوردن · (در اصل) شکل دادن به · (قدیمی) تصور کردن · اختراع کردن · بهانه کردن · تظاهر کردن · تظاهر کردن به · خود را به ... زدن · دروغ پردازی کردن · دیس دار کردن · شباهت داشتن به · وانمود کردن
  • (حرف یا شایعه یا داستان و غیره) از خود درآوردن · (در اصل) شکل دادن به · (قدیمی) تصور کردن · اختراع کردن · بهانه کردن · تظاهر کردن · تظاهر کردن به · خود را به ... زدن · دروغ پردازی کردن · دیس دار کردن · شباهت داشتن به · وانمود کردن
Add

Translations of "feigning" into Persian in sentences, translation memory