Translation of "fell" into Persian
انداختن, به زمین زدن, وحشی are the top translations of "fell" into Persian.
fell
adjective
verb
noun
adverb
grammar
Simple past of fall. [..]
-
انداختن
verbto make something fall
Felling and extraction of timber
قطع کردن و انداختن الوارها
-
به زمین زدن
to make something fall
-
وحشی
adjectiveTwo cottontails and a jackrabbit fell out and rolled over limply, soft and furry.
دو خرگوش وحشی با یک خرگوش نر درشت.لخت.نرم و پرپشت.ز آن بیرون افتادند و غلتیدند.
-
Less frequent translations
- ماهور
- پوست
- کشنده
- بیابان
- ستمگر
- مهلک
- اوژندن
- اوژنه
- سبع
- خونخوار
- ظالم
- کاری
- (انگلیس)
- (به ویژه اگر پر سنگ و لخت باشد) تپه زار
- (خیاطی) زیر دوزی کردن سجاف
- (درخت) بریدن
- (لایه ی نازکی از بافت های هم بند که زیر پوست قرار دارد) زیر لایه ی پوست
- برزمین انداختن
- برش فصلی
- تخته ی پوست
- درختان بریده شده در یک وهله یا فصل
- زمان گذشته ی فعل : fall
- زمین زدن
- پوست حیوان
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "fell" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Fell
+
Add translation
Add
"Fell" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Fell in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "fell"
Phrases similar to "fell" with translations into Persian
-
بازتراكمسازي · باززایش · برش آمادهسازي · برش باززايش · برش پناهي · رژنراسیون
-
برش درخت · قطع · قطع درخت
-
احساس · برش درخت · قطع · قطع درخت
-
تناوب برش درخت · تناوب قطع درخت · وفقه برش درخت · وقفه قطع درخت · چرخه الواركني · چرخه قطع درخت
-
بازتراكمسازي · باززایش · برش آمادهسازي · برش باززايش · برش پناهي · رژنراسیون
-
برش اضافي · برش بهسازي · بهسازی توده جنگلی
-
تیرت خطا رفت، به هدف نزدی، تیرت به هدف نخورد
-
تناوب برش درخت · تناوب قطع درخت · وفقه برش درخت · وقفه قطع درخت · چرخه الواركني · چرخه قطع درخت
Add example
Add