Translation of "filibuster" into Persian
فیلیباستر, (امریکا - ایراد نطق های بسیار طولانی در مجلس شورا به منظورجلوگیری از مطرح شدن یا تصویب لایحه و غیره) ابستروکسیون, (به ویژه در سده ی نوزدهم) ماجراجویی که در خارج از کشور خودش دست به جنگ و خرابکاری میزند are the top translations of "filibuster" into Persian.
filibuster
verb
noun
grammar
A freebooter, or mercenary soldier. [..]
-
فیلیباستر
parliamentary procedure where debate over a proposed piece of legislation is extended, allowing one or more members to delay or entirely prevent a vote on the proposal
-
(امریکا - ایراد نطق های بسیار طولانی در مجلس شورا به منظورجلوگیری از مطرح شدن یا تصویب لایحه و غیره) ابستروکسیون
-
(به ویژه در سده ی نوزدهم) ماجراجویی که در خارج از کشور خودش دست به جنگ و خرابکاری میزند
-
Less frequent translations
- پر حرفی عمدی
- کسی که این کار را می کند
- کسی که در کشوری دیگر(که با کشور خودش در جنگ نیست) دست به لشکر کشی می زند
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "filibuster" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "filibuster"
Add example
Add