Translation of "film" into Persian
فیلم, سینما, لایه are the top translations of "film" into Persian.
A thin layer of some substance. [..]
-
فیلم
nounphotographic film [..]
Last year I watched no less than fifty films.
سال قبل کمتر از پنجاه فیلم ندیدم.
-
سینما
nounThere you go again, confusing film stars with actresses.
به فرما باز هم داری ستارهی سینما را با هنرپیشهی تئاتر عوضی میگیری.
-
لایه
nounA thin film of moisture covered Clyde's forehead and cheeksas he spoke.
همینطور که حرف میزد. لایه نازکی از عرق بر پیشانی و گونههایش نشست.
-
Less frequent translations
- لايهروكش
- لامینتها
- ورقهها
- غشا
- تلنگر
- (انگلیس) لایه ی پلاستیکی نازک
- (سینما و عکاسی و غیره) فیلم
- (نادر) رجوع شود به filament
- (ورقه ی بسیار نازکی که روی روغن یا آبگونه یا گرد تشکیل می شود) پوسته
- (چشم پزشکی) تاری چشم (به ویژه غبار روی قرنیه)
- با لایه ی نازک پوشاندن
- غبار یا هر چیز که دیدن را مبهم کند
- فیلم برداری کردن
- لايهروكش سلولوزي
- مواد بستهبندی
- نازک لای
- نازک پرده
- پرده ی توری
- پرده ی نازک
- کیسه ی پلاستیکی بسیار نازک
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "film" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
"Film" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Film in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "film"
Phrases similar to "film" with translations into Persian
-
فیلم رمانتیک
-
پوششهاي ورقي · پوششهای با لایه پلاستيكي · پوششهای ورقی پلاستیکی
-
فیلم تجربی
-
فیلم اکشن
-
صنعت فیلم
-
تدوین
-
سیستم استودیویی